مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
17كه، میآمدیم مینشستیم یك چای میخوردیم، یك افطاری میكردیم و حالا حرف ما را قبول نمیكردی نمیكردی كسی اجبارت نكرده؟ این كار یعنی چه، این كار چیست؟ و تاسفم برای این بود كه چرا یك سفرهای را كه، توجه كنید! چرا یك سفرهای را كه یك ولی خدا در كنار تو گسترده بر سر آن ننشستی و از غذا و اطعمهای كه برای تو ... خب این سفره است دیگر، فرستادن من سفره است یعنی بفرما ما درب را نبستیم درب ما باز است، برای همه باز است، حتی تو كه به ما جسارت كردی، برای تو هم درب باز است حتی برای تو.
واقعا ما از روش بزرگان خیلی میتوانیم مطلبی بیاموزیم كه دیگر نیاز به این طرف و آن طرف نداریم، نیاز نداریم بلند شویم این طرف برویم، آن طرف برویم، اینقدر در روش آنها درمرام آنها در كارهای آنها ... خب دوستان شنیدند دیگر از بنده شنیدند راجع به این سالهای سال از كیفیت این تصرفات و نحوه ارتباط و مسائل آنها آنقدر شنیدند كه دیگر نیازی به این مطالب نیست. یادتان رفته آن داستانی را كه نقل كردم در هنگام عمل چشم، وقتی كه ایشان چشمشان را عمل كرده بودند در آن سال در بیمارستان لبافینژاد من خدمت ایشان بودم، ناراحتی دكولمانیا همان پارگی شبكیه و اینها گرفته بودند، دو هفتهای در آنجا بودند، یك روز به من گفتند كه فلانی به فلانی و فلانی دو تا از دوستان سابقشان كه دیگر مدتها از ایشان جدا شده بودند و به جلسات دیگری كه خب آن موقع معروف بود در آن زمان میرفتند، تماس بگیر و بگو كه پدرم ایشان چشمشان را عمل كردند و در بیمارستان هستند، من خیلی تعجب كردم! حالا اگر ما باشیم به ما چه مربوط است حالا فرض كنید طرف گذاشته رفته بلند شوم تماس بگیریم و بگوییم كه آقا بلند شوید بیایید ما چشممان را عمل كردیم خب ما اینطوری هستیم دیگر ما چیزمان در همین ... خب این برای من سوال بود، خب ما تماس گرفتیم و به هر دو آنها، اتفاقا هر دو آنهااستقبال كردند بندگان خدا بلند شدند آمدند حتی یكیشان دو مرتبه آمد، یكیشان یك مرتبه آمد و خب خیلی خوشحال شد اینكه ایشان آن را مورد تفقد قرار دادند و اطلاع دادند. توجه میكنید؟

