مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
15رفته درب منزلش راهش نداده، یك دفعه مرحوم آقا هر هر شروع كردند به خندیدن البته یك چیزی هم به مرحوم آقا گفته بود كه عرض نمیكنم یك جسارتی كرده بود ایشان شروع كردند به خندیدن ها! ها! اینجا جای خنده نیست! ایشان گفتند: آقا كجایی! رو كردند به اخوی آقا این به من جسارت نكرد به من حرف نزده به این قبا كرده قبای ایشان آویزان به جارختی بود این به قبای من این حرف را زده، به من نزده. حرفشان این است كه كسی نمیتواند به من جسارت كند اینهایی كه میبینید همه به لباس و قبا و پارچه و اینها میخورد، با دستشان اشاره كردنداینها میخورد به این لباس به خود من چیزی نمیخورد. یعنی میخواستند بگویند من در یك جایی هستم كه اینها اصلا من را پیدا نمیكنند كه راجع من بخواهند حرف بزنند حالا یا به بد یا به خوبی.
این خیلی تربیت است ها! خیلی این حرف حرف عجیبی است كه شما هم باید همینطوری باشید. این كه آمده الان از روی نفهمی، از روی جهالت، آمده به من یك جسارت كرده آیا به نفس من جسارت كرده، به روح من جسارت كرده؟ روح من یك جایی است كه اصلا خبر ندارد كه بخواهد بهاو جسارت بكند یا بخواهد ازاو تعریف و تمجید كند. این به همین قیافه من به همین لباس من، این فقط در همین حد از من شناخت دارد، به همان مقدار شناختش هم حالا یك چیزی گفته، خب این كه من نبودم، لباس من بود، این قبای من بود، توجه میكنید! این مثل یك آب سرد كه بریزند روی شخص و او را از آن حالت التهاب و حالت موضع خصمانه و دشمنانه است، از اینها خارج كنند و آن را بكشانند به یك وادی معرفت، به یك وادی شناخت.
بین تو سالك و بین بقیه چه فرقی است خب این حرف و كارها را بقیه هم دارند میكنند، این كارها رو هم بقیه دارند میكنند، این حرفها را هم بقیه دارند میزنند تو در اینجا چه تفاوتی با بقیه داری؟ تو در اینجا چه فرقی باید با بقیه بكنی؟ تو در اینجا این چند سال كه هستی چه یاد گرفتی؟ توجه میفرمایید؟ این چند سال كه اینجا بودی پای صحبتهای ما بودی، یعنی مرحوم آقا شبهای سه شنبه حرفهای ما را شنیدی، روزهای جمعه پای صحبت و منبر ما بودی در جلسات خصوصی و غیرخصوصی از مطالب ما و مبانی ما، آنچه را كه شنیدی چقدر به گوش جان سپردی؟ چقدر بهآن عمل كردی؟ خب این اینجا به درد میخورد.

