مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
25میكنیم، خب باید بدانیم كه اینی كه الان داریم ما صحبت میكنیم هی به این تلفن هی به آن تلفن، هی شروع میكنیم اساماس و ... اینها هی فكر را میبرد میبرد گرچه مطلب هم مطلب خوبی باشد حالا خلاف كه اصلا معنی ندارد در این فضا حتی مطلب خوب باشد، آقا مگر هر مطلب خوبی را انسان باید بگوید، مگر انسان ذهنش را باید در هر جایی بیاورد، هر چیزی جایی دارد. الان فرض بكنید كه از اینجا تا آنجا میوههای مختلف چیدند خب یك میوه برای انسان ضرردارد خوب است ولی ضرر دارد، خب میگویند این را نخور آن را به جایش بخور، الان وقت این غذا است وقت برای آن نیست، این نیست كه حالا یك مطلب مطلب خوبی هست پس انسان باید این مطلب را بگوید، یا وقتش را به این بگذراند، به این مسئله بگذراند.
امیرالمومنین علیهالسلام در نامهای كه به مالك اشتر مینویسند بهترین وقت بیست و چهار ساعتهات را برای خودت بگذار نه برای مردم، خب مالك چی كار میكرد؟ آن مالك اشتر، آن نماینده امیرالمومنین، آن چه كار میكرد، صبح در منزلش را باز میكرد محتاجها، فقرا، تقاضامندها، اسباب دعاوی و شكایاو امثال ذالك میآمدند، خب بیایند! گرچه به مصر و اینها نرسید، خب بنابراین بود دیگر، برنامه این بود ولی خب تقدیر خدا به نحو دیگری بود. خب بهترین كاری كه مالك اشتر میكند چه كار میكند؟ بیاید به مسائل مردم، نیازمندان، نمیدانم آنهایی كه مشكل دارند، مسائل دارند به آنها برسد و نماز جماعتی بخواندو بعد هم بلند شود برود در منزلش و دوباره به كار اینها هم رسیدگی كند، یعنی رسیدن به خلق خدا و امور خلق خدا این دیگر بهترین است، حضرت میفرماید خب این مربوط به خلق خداست خودت چی؟ بالاخره تو هم جزو خلق خدا هستی یا نیستی؟ این خدا تكلیف به تو نكرده كه تمام بیست و چهار ساعت خودت را از خواب هم بزنی از زندگی هم بزنی از استراحت بزنی و از همه چیزت بزنی و به مردم برسی، خب دو روز دیگر از بین میروی میافتی و از بین میروی، خودت چی؟ ارتباط با خدا چی؟

