اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی

18040
نسخه عربی

مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی

11
  •  الان هم در همان مرتبه هستند، تفاوتی نمی‌كنند. امروزه در بسیاری از جاها افرادی زندگی می‌كنند مانند حیوان، حیوان چطور زندگی می‌كند اینها هم همان‌طورند، انسان هستند، پزشك است، مهندس است، فرد عادی است، ولی رفتارش در اجتماع مانند حیوان است، متوجه عرضم كه می‌شوید؟

  •  اینها چطور فهمی از این عالم برایشان پیدا شده، واقعا چقدر رشد كردند خب تو كه مثل آن الاغ هستی و فرقی نمی‌كنی، تو كه مثل آن گاو و الاغ و اسب كه همین‌طور دارد در خیابان راه می‌رود، همین‌طور دارد در صحرا حركت می‌كند چه فرقی كردی، چه تفاوتی در فكر و در فهم و در نفس و در این نحوه وجودی تو پیدا شد؟ چه فرقی؟ هیچی! شصت سال زندگی كردی بعد هم گفتند كه مثل یك حیوان می‌مانی و بعد هم رفتی، مسئله این است.

  •  این نعمت الهی كه نعمت فهم است و این برخورداری از آن خصوصیات و صفات و اسماء الهی است، در این دنیا باید در بوته شریعت و طریقت و راه و تربیت و تزكیه از این مرتبه حیوانی خارج شود، اگر خارج نشد در همان مرتبه حیوان باقی می‌ماند و حتی بدتر از حیوان؛ و اگر خارج شد خب می‌رود به آن مراتبی می‌رسد كه دیگر عقل در آن مراتب راه ندارد. بزرگان و اولیا وقتی كه انسان نگاه می‌كند به حالاتشان می‌گوید اصلا آنها در یك وادی دیگری هستند. این حالت این وضعیتی كه برای انسان در این موقعیت پیش می‌آید این نیاز به تربیت دارد، نیاز به عمل دارد، نیاز به پیروی از دستور دارد، نیاز به موقعیت مناسب دارد، نیاز به بستر مناسب دارد تا آن تربیت جامه عمل بپوشاند و انسان بیاید بالا حركت كند و رشد كند و بیاید بالا، اگر آمد خب! تبعا آن مطالب برای او حاصل خواهد شد، توجه كردید؟

  •  اسم این را می‌گذارند مراقبه. پس مراقبه یعنی كیفیت و نحوه رفتاری كه آن نحوه رفتار انسان را از مرتبه حیوانیت خارج كند و به آن مرتبه برساند و انسان خودش هم می‌فهمد. فرض كنید یك مدت به یك دستور عمل كرد احساس می‌كند كه حالش فرق كرد، مثلا پارسال اگر یك همچنین حرفی را به‌او می‌زدند فوری برآشفته می‌شد، ناراحت می‌شد، پاسخش را می‌داد، بلند می‌شد بر علیه آن شخص مقاله می‌نوشت، بر علیه آن شخص سخنرانی می‌كرد، ولی امسال وقتی این حرف را می‌زنند می‌گیرد هر هر می‌خندد، اصلا انگار باكی‌اش نیست. خب این چه تفاوتی در این یك سال به وجود آمد؟ چه قضیه‌ای به وجود آمد تو كه اگر یك حرفی می‌زدند و می‌گفتند بالا چشمت ابروست، كه طرف را تكه تكه می‌كردی، پشت سرش حرف می‌زدی، گوشی تلفن را برمی‌داشتی به هزار جا تلفن می‌كردی، فلانی این را گفته، فلانی آن را گفته، كاه را كوه می‌كردی و هزار تا هم رویش می‌گذاشتی چیزهایی هم كه او نگفته. افراد را برای رسیدن به مقاصد خودت به دور خودت جمع می‌كردی، از افراد برای رسیدن به آن‌