پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
31برای خدا رضایتبخش است خُب باشد، مگر قرار بر این است كه همیشه حلوا و شیرینی باشد، نه، یك همچین چیزی كسی نه تضمینی كرده، نه وعدهای داده و نه قرار بر این است و نه نظام دنیا بر این است، هیچكدام. آنی را كه انسان به دست میآورد: آن عبور، آن عبوری كه به دست میآورد، آن عبور نتیجهاین حركت است.
اینی كه كربلا و روز عاشورا برای ما اسوه است همین است، همین است عزیزم، اگر ما این را اسوه قرار میدادیم دیگر آنوقت برای غلبه بر خصم به هزار حیله و توهین و تهمت و تقلب و اینها متوسل نمیشدیم، اگر ما عاشورا را اسوه قرار میدادیم، راست راستی آن پرچم را میزدیم در منزل و در اتاق و اینها، نه برای زینت و حالا این هم یك خرده یك بازی، برای بازی و این چیزها و تئاتر و اینها، واقعاً اگر پرچم سیدالشّهدا را میخواستیم بزنیم، دیگر ارتباطمان با مردم اینجوری نبود، جور دیگری با مردم و با افراد برخورد میكردیم، چون نگاه میكنیم امامحسین این كار را نكرده، امامحسین به دشمن خودش آب میدهد، نماینده امامحسین، دشمن آمده در خانه، چون این اطلاع ندارد از اینكه من اینجا هستم، من نماینده حسین نباید خیانت كنم به مندوب خودم، به منعوب عنه خودم كه ازش نیابت دارم، مردم امام حسین را در چهره من دارند میبینند، آن حضرت را در رفتار من دارند مشاهده میكنند، من دیگر نمیتوانم خیانت كنم، من دیگر نمیتوانم به رفیقم آنوقت دیگر خیانت كنم؛ چون مردم حالات رفیق را در من دارند میبینند، میگویند: این وابسته به اینجاست، این مربوط به این مدرسه است، این مربوط به این مكتب است، این مربوط به این قضیه است، میدانید این میشود آنوقت اسوه، مسلم بن عقیل برای ما میشود اسوه، امامحسین میشود اسوه، حضرتابوالفضل میشود اسوه ... تمام اینها، صحبتهایشان، رفتارشان، حركاتشان، اینقدر كه این مرحومآقا به ما توصیه میكردند: مطالعاتتان را در ایام محرم بگذارید كنار، فقط به مقاتل مطالعه كنید، فقط به صحبتهای امامحسین مطالعه كنید، اینقدر كه ایشان اهتمام داشتند، این صحبتهایشان در همین لمعاتالحسین تابلو بشود و قرار بگیرد برای چیست؟ به خاطر این است كه در قدم به قدم حركت امامحسین یك تابلو وجود دارد، در قدم به قدم. جداً، خُب همین كاری كه امامحسین با حر كرد، همین كاری كه او [كرد] چی بود؟ پدرش همین كار را در صفین با معاویه كرد، عین این قضیه؛ وقتی كه شریعه فرات را در رقه بست در رقه صفین، در شام، نهر فرات از كنار رقه میگذارد، كه الآن قبر عماریاسر و اینها در همانجا هست و اینها اینها وقتی گرفتند گفتند: ما هم میبندیم! حضرت فرمودند: نه، كار غلط آنها را ما نمیتوانیم، به رفتار ناشایست پاسخ بدهیم، من أمیرالمؤمنین هستم او معاویه است، او بكند عیبی ندارد، من علی كه نباید همان كار را انجام بدهم! لذا همین باعث میشود كه أمیرالمؤمنین وقتی به شهادت میرسد همین معاویه با همین

