پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
15افراد كه میآمدند در آنجا و اهل ذكر و ذكر مصیبت بودند آنجا شروع میكردند یك مصیبتی خواندن، به خصوص در ایام محرم كه این مسأله پررنگتر بود. یا مثلا فرض كنید كه راجع به مرحومقاضی داریم كه ایشان میفرمودند كه: یك متر یا حتّی یك وجب نمیدانم من یك وجب حتّی شنیدم كه از صحن كربلا نیست كه من در آنجا نخوابیده باشم! خُب اینها به دنبال چی بودند؟ اینها به دنبال چی بودند؟ در عین حال آن حال، یعنی آن توجّه و آن جهت معنوی و از آن طرف این حال، این نحوه ارتباط كه ایشان بیاید و بخوابد و به قول خودش: یك وجب از صحن سیدالشّهدا نیست كه من رویش نخوابیده باشم، بیتوته نكرده باشم. و فتح بابی كه برای بزرگان و اولیاء خدا پیش آمده، در طول این زمان، خود بنده از مرحومآقا رضواناللَهعلیه شنیدم كه از آقایحداد ایشان نقل میكردند: تمام اینها در نهایت توسط سیدالشّهداء بوده، یعنی خیلی در این قضیه انگار خود آن حضرت حضور پررنگی در به اصطلاح این مسأله دارند؛ خُب این نشان میدهد تمام این مطالب به خصوص برای سالك كه میخواهد حركت كند و عبور كند از كثرات و از تعلقات این كه توجّهاش به امامحسین علیهالسّلام باشد، نه به اینكه امامحسین را كشتند، نه به اینكه امامحسین را تیر زدند، نه به اینكه اولاد را اینطور كردند، آنطور كردند، خُب آن یك قضیهای است، بالاخره، من در یك جا میگفتم كه: ما فقط یك جریان كربلا داریم میبینیم، اما جریان اسارت و غل و زنجیر و ... این مطالب را نمیبینیم، برای حضرتسجاد علیهالسّلام هر یك روزی كه میگذشت از جریان كربلا خودش یك كربلا بود. من هیچ وقت نمیتوانستم تصور كنم این مسأله اسارت اهل بیت را و حضرت سجاد را، الآن یادم آمد: یك وقت در یك سفر داشتم سفر خارج، آنجا در یك جایی یك دیدنی ... رفته بودم یك زندانی كه در زیر زمین بود، این واقعاً در این زیارتهای موسیبنجعفر علیهالسّلام كه ما میخوانیم: السلام علی وَ المُعَذَّبِ فی قَعرِالسُّجُون وَظُلِمِالمَطامیر1؛ در زندانی كه در قعر قرار دارد، در این مكانی كه موسیبنجعفر زندانی شده بود اصلًا در آن مكان با چراغ میآمدند، یعنی در قعر زمین، كه اخیراً هم كشف كردند و به دست آوردند و در كنار دجله كه از آن طرف آب دجله به صورت نم سرایت به آن افراد و محیط و اینها داشت، و از یك طرف یك روزنه نبود، یعنی نه هوا داشت و نه نور داشت، اینجا موسیبنجعفر را زندانی كرده بودند آن هم با چه وضعیت و غل و زنجیر و این چیزها بود. یا مثلًا راجع به امامسجاد علیهالسّلام كه غل جامعه، من نمیدانستم این غل جامعه چیست، خُب خوانده بودم در كتابها غلی است كه دست را میبندند، به پا میبندند و به گردن میبندند و این آهن قدرت برای حركت را به كل از آن شخص سلب میكند كه اصلًا
- مفاتيح الجنان، انتشارات آيين دانش، ص ٧٩٢: كه جمله ذكر شده در وسط زيارت مىباشد كه« السلام على» ندارد.

