پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
17قادر برای حركت نیست، این مدتها در ذهن من بود و ندیده بودم. تا اینكه در آن سفر وقتی كه ما تماشا میكردیم یك مرتبه یك جا دیدم یك تابلویی نوشته این ترجمهاش این بود كه نگاه كردم دیدم كه این مجسمهای را درست كرده بودند و شبیهسازی از آن به اصطلاح فردی كه در آن موقع مورد عذاب و شكنجه و اینها قرار میدادند از همه آنچه را كه در آنجا میدیدم مسائل مختلف و چیزها و با میخ در زبانش فرو كرده بودند و چی كرده بودند، یك مسائلی ... كه همه اینها بوده، شكنجههایی كه كلیسا میكرد افراد را برای تفتیش عقاید و مطالب ... از همه آنها مصیبتبارتر و شكنجهبارتر و خلاصه با عذابتر یك زنجیری بود كه من دیدم این زنجیر را با آهنهای مخصوص و با چیز و اینها، چنان آن فرد را در این زنجیر و امثال ذلك قرار دادند كه این هر لحظه تقاضای مرگ فقط بكند، یعنی در یك همچنین وضعی، خواندم نوشته غل جامعه؛ تازه متوجّه شدم آنی را كه امامسجاد علیهالسّلام با او بردند این بوده، این غل جامعه كه میگویند این مربوط به همان موقع بوده، تقریباً هشتصد سال پیش بوده این بوده، گفتم: اگر این بوده كه این هر روزش یك كربلا بوده، فقط ما امامحسین و تیر و شمشیر و اینها را میبینیم یا حضرتعلیاكبر ... این كه بدتر بوده، این كه هزار مرتبه، هر روز در چه وضعی قرار داشته، كه هنگامی كه امامسجاد علیهالسّلام را داشتند غسل میدادند آثار این زنجیر هنوز بر بدن حضرت بوده، وقتی كه افراد تعریف میكنند و در تاریخ هست و ...!
این وضعیتی كه فرض بكنید كه در اینجا بوده، خُب بسیار خُب اینها همه قضایایی بوده كه پیدا شد، برای امامحسین پیدا شد، حالا ما به چه وضعیتی و با چه كیفیتی و با چه نگاهی ما به این داستان عاشورا باید نگاه كنیم؟! آیا به اینكه خُب تیر آمد به امامحسین خورد، خُب بسیار خُب، این یك قضیهای بوده كه اتّفاق افتاد و تمام شد، آیا به اینكه فرض كنید كه سنگ آمد به پیشانی حضرت خورد، خب بله این یك مسأله كمی نیست خیلی هم دردناك است خیلی فلان است، ولی خُب بالاخره تمام شد! به چه وضعیت و برنامه، كدام واقعه از وقایع عاشورا باید برای ما همیشه اسوه باشد و در جلوی چشممان باشد و متوجّه آن باشیم؟ آن مسأله چیست؟ آن قضیه چیست؟

