کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان
45فلانی حالا اسم نمیبرم كه به آن اسمی كه معمولًا میگفتند، گفتند مرحوم آقا یكی از بستگان نزدیكش بودند، گفتند آقای مثلا فلانی اگر نیایم مرغها از مرغكشی و جوجهكشی و فلان و این چیزها، مرغها از گُشنگی میمیرند! مرحوم آقا هم گفتند: آقای فلان بگذار مرغها بمیرند، آمدن عصر جمعه را چرا داری از دست میدهی؟ بگذار مرغها بمیرند، تو داری خودت میمیری، فكر مرغها را میكنی؟ تو الآن داری خودت را میكشی، تو الآن داری استعداد خودت را از بین میبری، تو الآن داری خودت را نابود میكنی و نابود هم شد، نابود شد. بعد یك مسائلی برای او پیش آمد و به یك كیفیتی خلاصه بله، ما را از دنیا رفتیم، از آن قسم شد.، رفت به آن كیفیت.
باید بیایی، باید خودت را در این فضا قرار بدهی، باید خودت را در این جمع قرار بدهی، كه در این فضایی كه برای تو آماده شده بتوانی حركت كنی. جدا بشوی كمكم جدایت میكنند و در یك عالم دیگر. این شخص هم دیگر كمكم فلان و ... بعد پیغمبر صلی اللَه علیه وآله فرستادند دنبالش كه بروید از او زكات بگیرید و خُب این گوسفندانش زیاد شده و خُب رفت و آمد و این هم گوسفندان را آمده به دست آورده و فلان و به آن نماینده پیغمبر صلی اللَه علیهوآله گفت كه: نه! من خودم گوسفند میفرستم برای پیغمبر، تو حالا برگرد نماینده پیغمبر را رد كرد حالا بفرست، تو برگرد مدینه من خودم برای پیغمبر صلی اللَه علیه وآله میفرستم. بعد وقتی كه برگشت مدینه حضرت فرمودند: ای داد بیداد، گفتم این برای تو ضرر دارد. بعد آمده بود مدینه كه: یا رسولاللَه! حالا آن موقع نشد و حالا هر چه شما بفرمایید؟ حضرت فرمودند: ما یك چیز بیشتر امر نمیكنیم، نماینده من آمد نداد و من از تو دیگر قبول نخواهم كرد، و خُب خسرالدنیا و الآخرة. توجه كردید؟

