کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان
39كاری با آدم ندارد.
من واقعاً دارم عرض میكنم من بعد از پنجاه و شش هفت سال سن، دارم الآن عرض میكنمآن نمازی كه الآن میخوانم تا نمازی كه دو سال پیش با حیات والده میخواندم فرق میكند، تفاوت میكند. والده من خیلی به بنده تعلق داشت من سرم درد میكرد او قلبش درد میكرد، خیلی، ما نمیدانیم از میان این بچهها چطور خلاصه، بله علیآباد هم یك شهری توجه میكنید. لذا بنده اصلًا حتّی مسافرت كه میرفتم به ایشان نمیگفتم، میترسیدم اصلًا از وقتی كه میروم ایشان چیز است، دائما در اضطراب و فلان است و خُب ما واقعاً مقصر بودیم قاصر بودیم نسبت به ارتباط و خدمت به ایشان و امثال ذلك اینها خُب خیلی چیز بودیم.
ولی همین ارتباط مادر اصلًا وسیله برای حركت انسان است، پدر وسیله برای راه انسان است. این همه تأكید ما داریم در اسلام، در تشیع، در دستورات بزرگان، در دستورات اولیاء، محبت به پدر، محبت به مادر به خصوص، مطالبی من از مرحوم آقا شنیدم، شخص آمده بود پیش ایشان آقا پدر و مادر من كمونیست هستند. ایشان میگفتند: به تو چه مربوط است كمونیست هستند، مانند یك شیعه أمیرالمؤمنین علیهالسلام باید بروی دست و پایشان را ببوسی، اینها را من شنیدم از ایشان، به تو چه مربوط است كه هستند، آنها خودشان میدانند با خدای خودشان، توجه میكنید؟ چه كار دارید؟ ما اینها را شنیدیم، یك همچنین تعبیراتی.
بعد این قضیه حالا انسان ببیند خُب یك مادری دارد كه در یك همچنین شرایطی، با چه وضعی، با چه كیفیتی واقعا ما اگر توفیقكی هم خدا به ما داده باشد از سر همینها بوده دیگر. از زحماتی كه اینها برای ما كشیدند و دورانی كه گذشته مسائلی كه بنده به یاد دارم، كه شاید تحملش برای زنهای امروزی غیرممكن باشد، تحملش غیرممكن باشد. در عین حال ما در آن موقع به هوای اینكه میرویم بالاخره گاهی میآییم، میرفتیم مشهد دستشان را میبوسیدیم، پایشان را میبوسیدیم، خوش بودیم دیگه به اینكه بالاخره مادر داریم و این هم دعایش بالای سر ماست. ولی حالا كه رفته میبینم حالا وضعیت فرق میكند، انگار باید این قضیه انجام بشود، توجه میكنید؟ باید این قضیه انگار انجام بشود، باید این عُلقه هم كنده بشود.

