کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان
10بنده مشغول تألیف رساله نوروز بودم كه یك وقت یكی از دوستان آمده بود و خُب از دوستان و رفقای صمیمی و قدیم ما بوده، الآن هم به ما محبت دارد و اینها وقتی كه مطّلع شد شروع كرد با ما صحبت كردن كه: فلانی خلاصه بیا از خیر نوشتن این كتاب و قضیه نوروز و این رساله بگذر. الآن این مسأله در میان مردم است، الآن فلان است، همه به آن عادت كردند، تبدیل به یك سنت شده، تو میخواهی برخلاف سنتی كه همه دارند عمل میكنند قیام كنی، تو اصلًا از اوّل قلمت یك چیزیش میشد، در هر مسألهای كه بخواهی وارد بشوی مثل اینكه قرار بر این است كه یكی به نعل و یكی به میخ و خلاصه علی كل حال .... من گفتم: خُب چهكار كنم دیگر، جنس ما خراب است از آن اوّل ما خرده شیشه داریم و بعد هم قرار نیست كه كپی و زیراكس بزنیم، بالاخره مسأله به این نیست، بالاخره اگر قرار

