پیمودن راه كمال با عقلانیت و سرسپردگی به أولیاء الهی و مبانی آنها
9مراتبی داشتند، حالاتی داشتند، امور غیر عادی، مسائل غیر عادی، بنده در مجالسی شركت میكردم چه در طهران و چه در قم و چه در سایر جاها، اینها را همه را دیدیم، بعضیها را هم خب بالاخره! برای دوستان نقل كردم.
آنچه را كه باعث شده است كه در اینجا توقف كنیم این است كه آن حقانیت و عمق و بینش و درك، درك صحیح و درك ....، آنچه را كه ما در این مكتب یافتیم در سایر جاها آن مطلب را ندیدیم، بزرگانی بودند، ما میرفتیم پیششان، صحبت میكردیم، چه میكردیم، گفتم، در صحبتهایم گفتم، دوستان میدانند، چه افرادی، بعضیها را میشناسید، بعضیها به رحمت خدا رفتند، بعضیها هستند و بعضیها هم خب نمیشناسید و من هم اسم نیاوردم، همهی اینها را رفتیم ولی در آخر دیدم كه نه! آنچه را كه تشنگی ما را سیراب میكند و گرسنگی ما را برطرف میكند این مسائل نیست، این مطالب نیست، آمدیم دوباره سر جایمان، اینها همه قبول، اما، آنچه كه اینها به ما یاد دادند این است كه اول بفهم بعد برو، این را به ما یاد دادند، یك كلام، یك جمله، این عقلت را كنار نگذار، هیچ وقت. به حرف این و آن گوش نده، به این موقعیت و شعار و مسائل نگاه نكن، ببین مسیر صحیح هست یا صحیح نیست؟ فلانی گفته كه فلان كس خواب دیده، اولا آن فلان كس كه خواب دیده از كجا مرد صالحی باشد؟! یك، پیش تو مرد صالح است پیش بنده كه صالح نیست شاید صالح نباشد! بعدا هم خواب دیده، خواب شیطانی داریم، خواب رحمانی داریم، خوابهای متفاوت داریم، من بیایم سرنوشت خودم را، سرنوشت یك ملت را براساس یك خواب قرار بدهم؟! این كجای دین است؟! این كجای شریعت است؟! این كجای عقل است؟! كدام عقل میگوید؟ این همه بزرگان فرمودند به خواب توجه نكنید، خواب باید منطبق با میزان باشد، منطبق با معیار باشد، بله؟! اینها را پس برای در و دیوار میگفتند؟ یا برای من و شمای در امروز گفتند؟ امروز كه از هر زمان دیگری، بیشتر نیاز به این مبانی داریم، بیشتر نیاز به این مسائل داریم، برای امروزِ ما گفتند، آنوقت ما ترتیب اثر نمیدهیم، توجه نمیكنیم، ما مكتب مرحوم آقا و بزرگانی را كه بودند از اساتید ایشان، بر این اساس پذیرفتیم، من تا روز آخر با ایشان مثل یك طلبه بحث میكردم.

