عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
29كند تا اینكه به آن حد نصاب برسد، گفتم كه آیا تو اطمینان داری بر اینكه در كشور دیگر این بیماری تو علاج پیدا میكند؟ گفت بله، من اطمینان به این دارم البته خودش هم پزشك هست اطمینان به این قضیه دارم، گفتم اگر اینطور است تو میتوانی از الان برای آن مخارج پسانداز كنی
خب عرض بنده این است كه مسئله حج كمتر از مداوای بیماری نیست، یعنی همانطوری كه یك شخص برای تداوی یك بیمار مثلا فرض كنید كه میلیونها خرج دارد تا اینكه بخواهد در یك كشور دیگر معالجه بكند و اشكالی هم ندارد هیچ اشكالی هم ندارد، برای حج هم باید این كار را انجام بدهد، باید در فكر باشد، هر ماه یك مبلغی را باید كنار بگذارد و هر سال باید كنار بگذارد تا به آن حدی كه باید برسد برسد، حتی اگر میتواند قرض كند و در مدت زمان، قرض را بپردازد باید این كار را هم انجام بدهد. یك وقتی نه! یك شخصی قرض میكند آن شخص میگوید نه باید در فلان مدت قرض را بدهی و نمیتواند، خب مستطیع نیست ولی اگر نه! یكی میتواند از یك جا قرض كند، از یك نهادی میتواند قرض كند از یك سازمانی قرض كند از یك جایی میتواند قرض كند و بعد هم به سهولت بدون اینكه بهش فشاری وارد شود [پرداخت كند]، چطور اینكه وقتی میخواهد قرض كند یك اتاقی به منزلش اضافه كند چطور اینكه میتواند قرض كند برای اینكه یك مداوا كند، چطور اینكه قرض میكند برای اینكه فرض بكنید كه به یك جایی بخواهد برود، خب این هم همینطور ایراد ندارد. این هم داخل در استطاعت است، یعنی یك قرضی بكند و بعد به مرور زمان آن مبلغی را كه باید ذخیره كند این مبلغ را دین به دین و قسط به قسط این قرض خودش را میپردازد باز باید این كار را انجام بدهد،

