عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
13این را ما را تجربه كردیم، این تفعل را زدیم به حافظ كه ببینیم حافظ چه میگوید؟ آخر آدم گاهی اوقات تعجب میكند! یعنی میشود فلان رفیقی كه بیست سال با آدم بوده، خودش نسبت به آدم یك همچنین احساساتی داشته، خودش راجع به آدم یك حرفهایی میزده حالا دربیاید سرش را بكند آنور سلام نكند؟ اصلا خب برای انسان خیلی مشكل است، یعنی دركش خیلی سخت است، عجب واقعا میگویند حافظ معجزه نمیكند! نگاه كنید ببینید یك دفعه این آمد، شعر این بود كه: غمخوار نباید بود از طعن حسود ای دل، اصلا زد توی خال، غمخوار نباید بود، دلگیر نباید بود از طعن حسود ای دل، شاید كه چو وا بینی خیر تو در این باشد. گفتم الهی شكر، حالا پس هر چی میخواهی بگو [یی] ده تا [هم] بگذار رویش بگو، خیر در این است. همش خیر كه به حلوا نیست، همش خیر كه به برنج زعفرانی نیست، نه این هم خیر است دیگر، گفتم الهی شكر كه یك همچنین جریانی پیش آمد اقلااز دست این افراد راحت شدیم، آنی كه روی تمام ارتباط بیست ساله و سی ساله و مطالب، یك خط قرمز میكشد و یك همچنین حركتی، ای كاش از اول نبود و ای كاش دیگر نباشد و ای كاش كه دیگر برنگردد! توجه میكنید؟ قضیه این استها، علیكم انفسكم، خودتان را داشته باشید.
آمد پیش امام رضا علیه السلام از كوفه، حضرت فرمودند كه آشنایانت چه شدند در كوفه؟ چون افرادی در كوفه بودند كه اینها بعد از موسی بن جعفر، امامت امام رضا علیه السلام را انكار كردند، برای اینكه آن اموال و مسائل و بیا و بروها را بكشند بالا، آمدند گفتند موسی بن جعفر فوت نكرده، از دنیا نرفته، رفته غیبت كرده دوباره برمی [گردد!] اینی كه امام به اسم رضا هست نعوذ باللَه نعوذ باللَه ادعای دروغ میكند و ادعای خلافت میكند و ادعای دروغ میكند، اینها بودندها! كی؟ وكیل موسی بن جعفر علیه السلام! باید به خدا پناه برد. شما خیال میكنید وكیل ....، میگویند فلانی در زمان آقا این را گفته، كی؟ سی سال پیش پنجاه سال پیش! وكیل موسی بن جعفر، علی ابن ابی حمزه، مورد اعتماد مردم، وكیل موسی بن جعفر، بعد از شهادت موسی بن جعفر علیه السلام آمدند زدند زیر همه چیز، نه! اصلا كی گفته كه موسی بن جعفر فوت كرده؟ كی گفته كه موسی بن جعفر اینطور شده؟ توجه میكنید؟

