أهمیت همت عالی در سیروسلوک
37در یك سطح و در یك افق خاص میآمدند پیش ایشان، خیلی از افرادی كه الان هستند و مخالف مرحوم آقا هستند اینها یك وقتی از شاگردانشان بودند حالا اسم نمیبرم، خیلی افراد معروفی هم هستند، و خود اینها كسانی بودند كه وقتی در عصر جمعه دعای سمات میخواندند گریه میكردند، و نمیدانم چی و فلان! وسط دعای سمات و اینها، بعد همینها آمدند وقتی اوضاع به نحو دیگری شد و احساس كردند كه این استادشان كه باهاشون هم قرابت و نسبت و اینها هم داشته، با این جریان همراهی نمیكند، در خانه خودش نشسته، تشویق نمیكند، تشویق نمیكند، وقتی كه این را احساس كردند، اینها نیست در همان افق بودند نتوانستند خودشان را وفق بدهند، خودشان را نگه داشتند، حق را به خودشان دادند، خودشان را در آن موقعیت ذیحق شمردند آن را زدند پایین، این همراهی نكرده، این نقطه ضعف دارد، این ....! خب چطور تا حالا نقطه ضعف نداشت؟ چطور تا حالا دعای سمات میخواندی و گریه میكردی خدایا این توفیق را از ما نگیر، در همان دعای سمات اشك از چشمت میآمد، خدایا این توفیق را از ما نگیر خدایا این مجالس را همه را برایم مستمر كن، هنوز امتحان نیامده، هنوز تقی به توقی نخورده، هنوز اوضاع تغییر پیدا نكرده، این گریهها برای چیه؟ قبل از تغییرات، قبل از دگرگونیاوضاع، قبل از تغییر این مسائل، اینها همه هست، تا تغییر پیدا میشود استاد هم باید به دنبال ما بیاید! او كه به دنبال [تو نمیآید] تو باید بروی به دنبال او نه اینكه او بیاید! آن كه دیگر استاد نیست، اگر قرار باشد حرف تو را بپذیرد خب دیگر تو بشین آنجا، آن بیاید از تو دستور بگیرد، آن بیاید از تو دستور بگیرد.
یكی از مطالب چرت و پرت و مزخرفی كه در یكی از نوشتههایی كه راجع به مرحوم آقا اخیرا نوشتند یك جلد كتاب كلفت هم هست كه نوشتند و اینها، خیلی مطالب خلاف توش هست، یكیش این است كه مرحوم آقا نسبت به استادشان آقای حداد، شاگرد نبودند دو تا رفیق بودند، كی گفته كه ایشان استادند؟ اینها شاگرد بودند، در آن زمان این رفیق او بود شاگرد نبودند آن رفیق این بود این هم رفیق این بود! جالب این است كه این مطالب از یكی از نزدیكان و بستگان مرحوم آقا نوشته شده یعنی صحبت شده، بسیار این مطلب مطلب مزخرف است، بارها من شنیدم از ایشان كه استاد من حداد است، بارها من شنیدم كه گفتند من در مقابل حداد صفر هستم، حالا چی؟ كسر شأن ایشان میشود؟ نه حتما باید رفیق باشند تا اینكه آن عظمت آن جلالت، آن ابهت، آن در اینجا حاصل شود؟ ها این ننگ است كه اگر یك شخصی شاگرد كسی دیگر باشد؟ ها؟ تابحال كسی دیده كه مرحوم آقای حداد بفرمایند من در قبال سید محمد حسین صفر هستم؟ چرا فقط از اینطرف بوده؟ اگر رفیق هستند خب او هم بگوید دیگر، همانطوری كه این دارد میگوید خب یكی هم او بگوید، دو دفعه هم او بگوید، تابحال یكی

