نظام تربیتی عالم وجود
19علی كلّ حال، لطف پروردگار، در همین قضایا و مسائل پیش میآید. یعنی لطف خدا میآید، در یك همچنین قضایا و مطالبی، اولا موانع را از سر راه بقیه برمیدارد؛ خب از این چه بهتر؟ به جای اینكه با كتك و لگد و پلیس صد و ده و نمیدانم حاضر كردن اینها را شما بخواهید ... یكی آقا بلند شو برو بیرون، آقا مثلا به چه درد میخورد، خودش میگوید آقا خداحافظ شما بنده رفتم!
خب خدا خیرش بدهد كارش به پلیس و زنگ زدن نرسید! این یكی. خب این لطف خدا نیست؟ خب این است دیگر. خودش زمینه پیش میآید. واقعا من بعضی از اوقات وقتی یك مطالبی میشنوم، میخواهم سجده شكر به جا بیاورم كه یك مسئلهای بدون دردسر حل شد، یك قضیهای حل شد. حالا من چقدر باید زور بزنم؟ چقدر باید حرف بزنم؟ و چقدر باید تبعاتی داشته باشد؟ نه آقا! خیلی راحت طرف گفت خداحافظ! خدا خیرت بدهد! ما ده سال پیش میخواستیم بهت بگوییم برو! ده سال هم اینجا زیاد بودی!
این یكی. پس این لطف خدا در وهله اول، برای برداشتن موانع است از جلوی راه دیگران؛ یك. بسیار این مطلب، مطلب مهمی است.
مطلب دوم، هشدار به خود ما. هشدار به خود ما: مواظب باشیم مطالب را در نظر داشته باشیم، آنهایی كه میگفتند ما بیوضو وارد درس نمیشویم و جلسه نمیشویم، دیدید به كجا رسید؟ دیدید؟ وضو نیست! وضو یك لیوان آب است؛ اینجا چه خبر است؟ به وضو سر جلسه حاضر شدن و نشدن قضیه برنمیگردد؛ اینجا را چه كردهای؟ برای اینجا چه فكری كردی؟ برای اینجا چه دوایی اندیشیدهای؟ این مسئله است. جلسه و هیئت عزاداری و مجلس ذكر عصر جمعه و نمیدانم صبح كذا و شبهای فلان، اینها همه مسیر و معبر است، منزلگاه نیست. انسان باید [از] اینها را عبور كند. از این مجلس، برای حركتش استفاده كند، برای راهش، فهمش، عبورش، نورانیتش، برای گرمی استفاده كند، نه اینكه خود این مجلس بشود چه؟ مانع و سدّ. آنوقت دیگر همین مجلس میشود چه؟ بتخانه!

