نظام تربیتی عالم وجود
13باید بیاید و اتفاق بیفتد، همه. یكی میآید تا اینجا، از اینجا به بعد ما فلان! یكی میآید تا اینجا، از اینجا به بعد چه؟ آن یكی میآید تا آنجا، از آنجا به بعد ... همه باید بیایند، همهمان باید امتحان بشویم و باید متوجه بشویم، این مسائل، نعمت الهی است برای ما. ما مواظب باشیم، مبادا خدای نكرده یك روزی همین جریان برای خودِ ... بنده به رفقا گفتهام این قضیه را، بارها گفتهام، گفتهام من وقتی گاهی اوقات بعضی از مسائلی را میبینم، اول تن خودم میلرزد! خیال نكنیم نه! به ما گارانتی و تضمین دادهاند و قضیه تمام، شش درِ بهشت را ما برای شما وقف كردیم و كسی حق وارد شدن ندارد، مگر اینكه شما اجازه ... این حرفها نیست! این مسائل نیست!
آنچه را كه ما، از اوضاع و احوال بزرگان و اولیاء خدا فهمیدیم، و از سخنانشان دریافتیم، این است كه از همه مردم، آنها بیشتر میترسند. از همه مردم، آنها بیشتر میترسند، در عین اینكه از همه مردم و از همه افراد، رحمت خدا را بالاتر میدانند، لطف خدا را بالاتر میدانند، ولی از آنطرف، مواظبند، مبادا به خودشان بخواهند این قضیه را نسبت بدهند، مبادا خیال كنند خودشان در اینجا جایگاهی دارند؛ خود كه میآید جلو، همه كارها را خراب میكند. تا وقتی كه ما مطالب را به خدا نسبت بدهیم، خدایا تو میدهی، خدایا تو میگیری، خدایا تو لطف داری، خدا هم كاری ندارد: خب باشد، بهت میدهیم، علم میدهیم، قدرت میدهیم، چه میدهیم، چه میدهیم. همین كه قضیه میخواهد به «ما» برگردد، «من اینم»، اگر من این حرفها را نمیزدم این جمعیت اینجا نمیآمد! هان! اگر «من» این حرفها را نمیزدم ... مگر این حرفها را نزدند؟ مگر برای خود بنده نامه ننوشتند كه آقا بسیاری از این افرادی كه هستند، ما فرستادیم؟ من هم گفتم دستشان را بگیرید، برگردانید سرجایشان!
مگر نگفتند؟ خدا چكار میكند؟ این بود آنچه را كه تا به حال به شما تعلیم میدادیم؟ این بود آنچه را كه تا به حال میگفتیم؟ این است؟ «ما» این كار را كردیم، «ما» آن كار را كردیم، «ما» با این چند نفر آمدیم؟ خب این چند نفر را بردار ببر همانجایی كه بودند! بهتر! اولا یك خورده جا بیشتر میشود، بعد هم تنفس بهتر میشود، بهتر ... بالاخره تنفس و اینها یك محدودیتی دارد دیگر! اینها یك خورده بیشتر میشود!

