نظام تربیتی عالم وجود
نظام تربیتی عالم وجود
9مگر نگفتند؟ خدا چكار میكند؟ این بود آنچه را كه تا به حال به شما تعلیم میدادیم؟ این بود آنچه را كه تا به حال میگفتیم؟ این است؟ «ما» این كار را كردیم، «ما» آن كار را كردیم، «ما» با این چند نفر آمدیم؟ خب این چند نفر را بردار ببر همانجایی كه بودند! بهتر! اولا یك خورده جا بیشتر میشود، بعد هم تنفس بهتر میشود، بهتر ... بالاخره تنفس و اینها یك محدودیتی دارد دیگر! اینها یك خورده بیشتر میشود!
فرقش این است كه ما به جای اینكه نیاز داشته باشیم، تبدیل به ناز شدیم! «ی» را فراموش كردیم «ی» را بیاوریم. نمیدانم آن دفعه گفتم در صحبتهایم، یا در مجلسِ ... «ی» را فراموش نكنید، بزرگ هم بنویسیدها! نه از این «ی» كوچك كه خدا نتواند بخواند! بزرگ! یك «ی» بزرگ، آن نیازمان را وقتی مینویسیم، «ی» نیاز را یادمان نرود! تا آخرش ما نیازیم! یك نفر فقط میتواند در عالم وجود ناز كند، یك نفر یعنی یك ذات، و آن ذات پروردگار است، ظهورش هم فقط در یك نفر است، از او بخواهیم تنازل كنیم، یك نفر است و او هم كه از دیدگان غائب است، والسلام، تمام شد! كلّ عالم همه نیازند! او هم برای ما ناز میكند، ولی خودِ او هم در پیشگاه خدا، همان نیاز است، نیازش هم از ما بیشتر است! عجیب اینجاست. امام ما علیه السلام، بیشتر از ما نیاز را احساس میكند، و بالاتر از ما نیاز را احساس میكند، جایی كه جدّش فرمود كه: الفقر فخری1، فقر و نیاز من به پروردگار، فقط افتخار من است؛ من هیچ افتخار دیگری ندارم. نه پیغمبری، نه فلان، نه معجزه، نه بیا و برو و اطاعت همه جن و انس و ملائكه، اینها هیچ افتخار نیست؛ آنی كه افتخار من است، این است كه من، فقیر این درگاهم؛ همین مرا بس است و همین مرا كفایت است.
- ١. جامع الأخبار (للشعيرى)، ص ١١١.

