اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نظام تربیتی عالم وجود

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

نظام تربیتی عالم وجود

13
  • همین مجلس عصر جمعه می‌شود بت‌كده! چون منزلگاه شد! مجلسمان را نگه داریم! «مجلسمان» را! نگه داریم! جلسه‌مان را! نگه داریم! افرادمان را! مان! مان! مان! هان! مان هم مثل چیزهای دیگر، نگه داریم! هان! این می‌شود بت‌خانه. دیگر در آنجا دعای سمات فایده‌ای ندارد، مناجات مریدین و محبین، فایده‌ای ندارد. دعای جوشن، فایده‌ای ندارد، دعای كمیل نتیجه‌ای ندارد، خواندن قرآن ... چرا؟ همه به مان برمی‌گردد! مجلسمان! رفقایمان! افرادمان! این است مطلب.

  • این، آن‌چه را كه در نظر بود خدمت رفقا عرض كنیم، و البته مطالب دیگری هم در این زمینه‌ هست، كه انشاءاللَه در جلسات دوستان كه قرار است در قم باشد، من مطالبی را آن‌جا عرض خواهم كرد و یك قدری مطالب را روشن‌تر خواهم كرد تا این‌كه رفقا بیش‌تر از كمّ و كیف آن راه و مسیر بزرگان اطلاع پیدا كنند. مطلب همانی است كه مرحوم پدرمان در روح مجرد آوردند: وقتی همه از دور آقای حداد رفتند، ایشان چه گفتند؟ خب تمام كردند قضیه را دیگر. خب این روح مجرد را ما باید بخوانیم دیگر! نباید بخوانیم؟ باید بخوانیم دیگر. اگر من هیچ معجزه‌ای از آقای حداد ندیده بودم كه ده‌ها معجزه دیدم! اگر من هیچ معجزه‌ای ندیده بودم، همین كلام ایشان برای من كافی بود، حجت را تمام می‌كرد.

  • آمد پیش آقای حداد آن شخص، گفت: آقا! آسیدمحمدحسین را دریابید! یعنی مرحوم اقا ایشان با فلانی خیلی رفیق است و آن فلانی هم جزو مخالفین شما شده؛ ترس بر این است كه او بیاید و ببرد. آقای حداد چه گفتند؟ گفتند رفت كه رفت! رفت كه رفت!

  • در حالی كه نزدیك ترین فرد به مرحوم حداد پدر ما بود! حتی از آن فردی هم كه این حرف را به ایشان می‌زد و دلسوزی می‌كرد ... حالا خود او رفت! خود او ... كار خدا عجیب است‌ها! خود آنی كه می‌آمد دلسوزی می‌كرد، رفت! مرحوم آقا هم اسمش را آورده بودند دیگر، اسمش را آورده بودند. هنوز هم حیات دارد.

/