اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

أهمیت مراقبه بعد از ماه مبارك رمضان

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

أهمیت مراقبه بعد از ماه مبارك رمضان

20
  • مرحوم آقا می‌فرمودند از شاگردان ما آن كسی رند است كه روز اول خودش را هیچ وقت فراموش نكرده باشد، آن است. به این چهار سال بودن و ده سال بودن و آقای حاج آقا فلان و بالا نشستن و به اینها نیست، رفقا خدمتتان عرض می‌كنم، بنده همه‌ی اینها را دیدم، همه‌ی اینها كشك است، همه‌ی اینها بی‌خود است، همه‌ی این آقای فلان، نمی‌دانم شما امروز منبر بروید، شما درس فلان بروید، آقا رفته منبر بنده پایین نشستم، دارند با هم می‌گویند عجب! ببین آقا امروز را گفته فلانی برو منبر، اصلا درست دو نقطه‌ی مقابل، گفته فلانی برو به این چه ربطی دارد؟ آقا گفته، نشان به آن نشان بعد از یك مدتی همین آقا به این گفتند دیگر در اینجا منبر نروید، قضیه چی است؟ نباید آدم یادش برود، روز اول، روز اولمان را هیچ وقت فراموش نكنیم، حالا همین حرف را خدا دارد به پیغمبر می‌زند، این می‌شود یك مبنا و دستور سلوكی دیگر، كه مرحوم آقا دادند، شما این را در قرآن پیدا می‌كنید، كجا؟ بگویید دیگر، بحمدلله شما همه اهل فهم و مطالعه و اینها هستید دیگر، در سوره چی؟ و الضحی.

  • در قرآن دو تا سوره است كه باید با هم خواند یك سوره حساب می‌شود یكی سوره‌ی و الضحی و الم نشرح، یكی سوره‌ی فیل و قریش، ایلاف قریش‌

  • وَ الضُّحى‌ الضحی، ١ وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‌ الضحی، ٢ ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‌ الضحی، ٣، بعد چی؟ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‌ الضحی، ٦، این حرف را خدا به پیغمبر كی دارد می‌زند؟ در آن وقتی كه او را به مقام پیغمبری رسانده است، می‌گوید ای رسول من روز اول یادت نرود، به پیغمبر دارد می‌گوید أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‌ الضحی، ٦ قبل از اینكه به دنیا بیایی پدرت از دنیا رفت، عبداللَه، یتیم بودی، فاوای، تو را در حفظ و حراست خودش قرار داد، وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‌ الضحی، ٧، این عجیب است! تو گمراه بودی ما دست تو را گرفتیم! شما لابد تعجب می‌كنید ا! پیغمبر گمراه بود؟ خب بله، اگر عنایت خدا با پیغمبر نباشد، اگر همانطوری كه امیر المومنین علیه السلام نسبت به پیغمبر فرمودند كه بزرگترین ملك مقرب خدا را، از هنگامی كه [پیامبر] از شیر مادر گرفته شد، مامور كرد خداوند كه دست او را [ (یعنی پیامبر)] بگیرد و آداب عبودیت و صعود به مراتب كمال را به او نشان بدهد و بیاموزد، اینها را امیر المومنین علیه‌ السلام می‌فرماید قرن اللَه فتم اللَه سبحانه اذ بعث اشرف اعظم ان ملائكة، كه اعظم ملائكه را خدا فرستاد كه دست پیغمبر را بگیرد، این كار را بكن، این كار را نكن، این اشتباه است، آن غلط است، آن صحیح است، اگر این كار را نمی‌كرد پیغمبر چی كار می‌كرد؟ مثل بقیه‌ی بچه‌های دیگر در كوچه می‌رفت توپ بازی می‌كرد، سنگ توی شیشه‌ی مردم می‌زد، نمی‌دانم دنبال همدیگر، همه‌ی بچه‌ها چه كار می‌كنند؟ همین است دیگر، بچه‌های دیگر چطوری هستند؟ خب پیغمبر هم مثل همه‌ی آنها، ما خیال می‌كنیم نه، آن پیغمبر از همان اول كه به دنیا می‌آید یك وضعیت خاص در یك متریال و یك موقعیت خاص و به طور كلی فیزیولوژی خاص خواهد بود كه خونش فرق می‌كند، گلبول‌های قرمز و سفیدش فرق می‌كند، پلاسمایش فرق می‌كند، مغزش فرق می‌كند، رگهایش فرق می‌كند پوست و .....، مثل همه، پیغمبر هم گلبول سفید و قرمز و زرد و سیاه و نمی‌دانم فرض بكنید آبی و بنفش داشت و نمی‌دانم مغزش اینطور بود و بدنش اینطور بود و خصوصیاتش اینطور بود، همه مثل همه بود، تفاوتی نداشت، آمد خدا، دستش را گرفت. آمد یك به یك، مكارم اخلاق را از همان دوران طفولیت به پیغمبر آموخت.

/ 260