اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

15304

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

39
  •  تلمیذ: وظیفه یك زن در مقابل همسرش ....

  •  استاد: این مسئله را فرض كنید كه از همان چیزهایی است كه شاید دهها بار بنده این مسئله را عرض كردم و باز هم خب سؤال می‌شود كه: اصرار به آوردن ماهواره به محیط خانه دارد چیست؟ هیچ همسر باید نصیحت خودش را بكند، اظهار رغبت نباید بكند. نباید بنشیند و نگاه كند و در عین حال نمی‌تواند نسبت به همسرش هم فشار بیاورد و باعث تلخی زندگی و مشاجره و ناهنجاری بشود و او وظیفه خود می‌داند، این هم وظیفه خود می‌داند. البتّه روی خوش نشان دادن غلط است و همراهی كردن غلط است و نشستن و به مسائل مستهجن و خلاف نگاه كردن حرام است و اینها اثر سوء دارد، بخواهیم نخواهیم اثر سوء دارد. شما وقتی یك لیوان آب می‌خورید، من وقتی صحبت می‌كنم تشنه می‌شوم و این لیوان آب رفع تشنگی می‌كند، بخواهم یا نخواهم. درست؟! اگر این لیوان آب نباشد، من وقتی یك ربع صحبت كردم تشنگی آن چنان غلبه می‌كند كه طاقت مرا می‌گیرد بخواهم یا نخواهم! متوجّه شدید! این است قضیه. لذا هر كسی باید وظیفه خودش را بداند. زن نمی‌تواند نسبت به شوهر تحكّم كند و با شدّت برخورد كند بلكه باید نصیحت كند و با اخلاق نیكو و رفتار شایسته باید او را به مطالب صحیح تشویق كند. اگر نتوانست اشكالی ندارد و باكی بر او نخواهد بود.

  •  تلمیذ: چگونه نفس را كنترل كنیم كه به دیگران تعرّض نكنیم و خوددار باشیم و نفوس را توجّه نكنیم و وارد در جنگ و تعرّض قرار ندهیم مخصوصاً در وسایل نقلیه و عمومی.

  •  استاد: خب بینید این هم باز جوابش را بنده عرض كردم كه: انسان وقتی احساس كند كه این عملی را كه انجام می‌دهد برای او نه تنها مفید بلكه مضر خواهد بود خب انجام نمی‌دهد. خب این یك چیز طبیعی است. شما وقتی كه ببینید الآن جلوی شما سمّ است، آیا از این سمّ می‌خورید؟ خب نمی‌خورید. حالا اگر رفیقتان برداشت خورد، می‌گویید خورد كه خورد خودش می‌میرد، من چرا بخورم؟! حالا چون او خورده شما برمی‌دارید می‌خورید؟ باید ببینیم آیا این مطلبی را كه ما می‌گوییم مفید است یا نیست؟ اگر مفید است بگوییم اگر نه حواسمان را جای دیگر ببریم و ذكر بگوییم و خیلی برای انسان اتّفاق می‌افتد. بنده خودم در خیلی از مجالسی كه شركت می‌كردم البتّه الآن خیلی كم شده طبعاً می‌دیدم صحبت می‌كنند و اتّفاقاً هم می‌خواهند پای ما را وسط بكشند. مجالسی فرض كنید كه بزرگانی، افرادی هستند، اعتنا نمی‌كردم انگار نه انگار نشنیدیم چرا چون فقط منظور صحبت كردن و بدون قصد تفهّم و بدون قصد پذیرش بود. چرا خودمان را خسته كنیم؟ برای‌