ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
37انجام دادید آیا از طرف استادتان دستور داشتید؟ ایشان فرمودند آقا سید محسن من مطالبی را كه انجام میدادم كه همه را كه از ایشان دستور نمیگرفتم، خودم وقتی احساس میكردم این مورد نظر استادم است، انجام میدادم. درست شد؟!
الآن نامههایی كه برای بنده دوستان میفرستند اكثر این نامهها خیال میكنم نامههایی است كه مورد ندارد. مطالبی است كه گفته شده است و پاسخ این مطالب همه یا از طرف بنده یا از طرف مطالب مرحوم آقا داده شده است. خب یك مقداری ما زحمت به خرج بدهیم. یك مقداری بیشتر به فكر بیافتیم. این برای خود ما هم مهمتر است. اگر نگوییم كه صد در صد، بلكه میتوانم هشتاد درصد، هشتاد و پنج درصد این مطالب و این سؤالات اینها مطرح شده است، گفته شده است. پاسخ داده شده است. منتهی خب ما میخواهیم یك قدری مسائل راحتتر و سهلالوصولتر به دست ما برسد. لذا این مناسب است كه انسان خودش انجام بدهد. ایشان میفرمودند همین كه من احساس میكردم یك مسئله مورد نظر استادم است میرفتم انجام میدادم، دیگر نامه نمینوشتم. دیگر درخواست نمیكردم. درست؟! و این سلوك است. سلوك یعنی همین، سلوك یعنی انسان وقتی كه متوجّه شد دیگر نایستد. دیگر، دیگر با خودش فكر نكند به مطلب برسد، مقدّمات را طی كند، وقتی كه متوجّه شد این مسئله مورد رضای پروردگار است به آن جامه عمل بپوشاند. مگر این كه به آن شك داشته باشد. در این جا هم مطلب این طور است و امّا این كه كتابها به طور باطن هضم شود. این نیاز به سلوك عملی دارد. یعنی حقائقی كه در این كتابها نهفته است، این جنبه كتابتی دارد كه منطبق بر یك جنبه واقعی و خارجی است و آن جنبه واقعی و خارجی باید به وسیله سلوك و به وسلیه تربیت و تزكیه برای انسان پیدا شود. آن وقت انسان یك مرتبه میرسد عجب این مطلبی را كه مرحوم آقا در فلان صفحه گفتند، الآن دارد میبیند و این نه مربوط به كتابها است و آن چه كه در متون ما، از قرآن كریم كه وحی الهی گرفته است و مطالب ائمّه علیهمالسّلام و در مرتبهبعد مطالب اولیاء الهی، انسان یك به یك آنها را مشاهده میكند و در خودش آنها را احساس میكند و حال خودش را با آن چه را كه میخواند تطبیق میدهد كه این الآن تا چه مقدار نسبت به این مسئله و نسبت به این مقام تا چقدر این نزدیكی دارد؟!

