اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک

5
  • در این وصیت نامه‌ای كه بنده ترجمه كردم و خیال می‌كنم به همین نزدیكی شاید دیگر مقدّمات آن تمام شود و آماده شود. در آن جا رفقا خواهند دید و دوستان ملاحظه خواهند كرد كه چطور در اسلام روی پیشگیری تأكید شده است و تمام مسائل و مصائبی كه در روابط اجتماعی ما امروز مشاهده می‌كنیم و تمام مفاسدی كه می‌بینیم به واسطه عدم توجّه به این مسئله است كه به آن چه كه در اسلام گفته شده است الآن عمل نمی‌شود و برخلاف آن دارد عمل می‌شود به نحوی كه اگر امروز ما بیاییم و بخواهیم آن حیثیت فرهنگی و جنبه تفكّر جامعه را برگردانیم، اصلًا دچار مسخره و طعنه می‌شویم آقا این حرفها چیست؟ این مسائل چیست؟ برویم جلو اگر قرار بر این است پس برویم دیگر همین طور پس دیگر برویم، وقتی این مطالب معنا ندارد و این مربوط به زمانهای گذشته است پس به همین كیفیت ادامه بدهیم و خواهیم دید كه به كجا خواهیم رسید در آن جا بنده مطالبی را عرض كردم. انشاءاللَه دوستان بعد از این كه چاپ شد آنها را مشاهده خواهند كرد كه هیچ چاره‌ای نیست كه در جایی كه یك زن قاضی آمریكایی كتابی می‌نویسد برای نجات بشریت از فضای امروز و در آن جا تصریح می‌كند (یك مسیحی) تنها راه نجات جوامع امروزی عمل به دستورات اسلام است. ببینید یك زن مسیحی و قاضی خانواده در آمریكا، در نیویورك، كتاب می‌نویسد و كتابش هم ترجمه شده است و احتمالا آن هم چاپ می‌شود البتّه بنده مدّتی قبل این را مطالعه كرده بودم خیلی وقت چند سال پیش مطالعه كرده بودم هنوز ترجمه نشده بود. آن در آن جا تصریح می‌كند كه فقط و فقط راه درمان و گریز از مفاسد اجتماعی امروز عمل به دستورات اسلام كه همان پیشگیری است، همان پیشگیری است. منتهی ما عمل نمی‌كنیم خب وقتی عمل نمی‌كنیم خب پیش می‌آید سلولّهای ما با سلّولهای هزار وچهارصد سال پیش فرقی نكردند. گلبولهای ما با آن چه را كه قبلًا بوده تفاوت نكرده. سلولّهای مغزی، نحوه متابولیسم، مزاج ما، فیزیولوژی ما تمام چیزهای ما همان است نفس ما همان نفس است. خواستهای ما همان خواست است. إنانیت ما و تفرعن ما و بلندمنشی ما و خودمحوری ما همان است، بلكه بالاتر هم رفته است الحمدلله. خیلی بالاتر رفته است. فقط ما در قرآن می‌شنویم كه از لسان فرعون خداوند می‌فرماید أنا ربكم الأعلی: من پروردگارم الآن ماشاءاللَه خیلی أنا ربكم الأعلی وجود دارد. آن موقع یكی بود ولی الآن در هر كوی و برزنی و به تعداد هر افرادی چرا بخواهیم حالا مسئله را خیلی متشخّص كنیم و مصداق برای آن تعیین كنیم. خود هر یك از ما یك‌ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌ ای هستیم! باید این مسئله شكسته شود و از بین برود تا به مقام عبودیت برسیم. جلو را باز كنیم من هم همان فرعون می‌شوم، تفاوتی نمی‌كند، هیچ فرقی نمی‌كند. این طور خیال نكنید كه آن فرعون یك آدم بود نه آقاجان بنده خودم آن فرعون را دیدم. در یكی از موزه‌ها خود آن فرعونی كه می‌گفت أن ربّكم الأعلی یك آدم، آدم معمولی بود. قدّش مشخّص بود. اینها مومیایی كرده بودند وضعیت او، خصوصیت او، همه مثل آدمهای معمولی بود چه بود؟ به نفسش آمد عمل كرد به خواستهای خودش آمد عمل كرد. به آن منویاتّش عمل كرد. آمد آن چه را كه مربوط به ربّ او بود به خود گرفت و آن چه را كه مربوط به عبودیت او بود به ربّ واگذار كرد. رسید به جایی كه‌ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌ می‌گفت و افراد را به عبودیت و سجده بر خود دعوت می‌كرد مگر ما نیستیم مگر ما الآن نیستیم؟ مگر ما افراد را الآن دعوت به عبودیت و سجده به خود نمی‌كنیم؟ مگر سجده حتماً باید فرض كنید كه روی زمین بیفتد؟ هان؟! هزار جور سجده داریم! هزار جور عبودیت داریم، هزار جور خضوع داریم، همین كه شخصی نمی‌تواند كلام حق را بگوید، یعنی سجده كرده است. همین كه یك نفر نمی‌تواند یك مطلب واقع را به زبان بیاورد یعنی بیا سجده كن. قضیه چیست؟ مگر غیر از این است؟ فرعون مگر به افراد نمی‌گفت ساكت شوید حرف نزنید هرچه من می‌گویم گوش بدهید؟ خیلی خب مشكل نداریم. تفاوتی نمی‌كند. چهره یكی است. همان هم اگر آن موقع نفس خودش را در مقام تربیت قرار می‌داد، همان مثل یكی از افراد عادی بود، حتّی شاید به مقام ولایت و اولیای الهی هم می‌رسید ولی نكرد، گوش نداد. این استعداد برای شكل گرفتن را تبدیل كرد به فعلیت ابتعاد از خدا، به فعلیت انانیت، به فعلیت مقابله، به فعلیت ربوبیت ساختگی و ربوبیت قلّابی و ربوبیت تقلّبی و ربوبیت شیطانی و اهریمنی خودش كرد، نه جبرئیل آمد در سرش بزند و نه شیطان آمد بر او مسّلط شود. شیطان كاری نمی‌تواند انجام بدهد. اگر شیطان می‌تواند كاری انجام بدهد خب ما كه الآن نباید این جا باشیم. باید بلند شویم برویم جاهای دیگر. شیطان فقط وسوسه می‌كند. از آن روزنه‌هایی كه هر شخصی در نفس او برای انحراف وجود دارد از همان روزنه‌ها وارد می‌شود. هر شخصی روزنه‌های خاصّ به خودش را دارد و ممكن است دو نفر با هم اشتراك نداشته باشند. خواستهای افراد، سلائق افراد، تفكّرات افراد، سعه وجودی افراد، آن افكار افراد همه مختلف است، دو نفر یك جور نیستند و شیطان یك درسی خوانده و در یك مكتبی تعلیم گرفته است كه با تمام افراد از همان نقطه خودشان وارد می‌شود با من با تفكّرات من وارد می‌شود. با شما با تفكّرات شما و با شما و نباید تصوّر كنیم كه اگر الآن ما آمدیم و برخلاف دیگران كار نیك انجام دادیم و روش صحیح در پیش گرفتیم از گزند شیطان دور ماندیم ابداً او از همین كار نیك ما جلو می‌آید، از همین طرز تفكّر ما جلو می‌آید. به اسم خدا و پیغمبر جلو می‌آید، به اسم دین جلو می‌آید، به اسم احیاء دین و احیاء اسلام و تبلیغ شعائر دین جلو می‌آید. تبلیغ شعائر دین. این جا می‌گویند كه انسان باید دستش در دست یك خبیر باشد. اگر نباشد از همان راه می‌آید و زمین می‌زند.

/ 380