ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
3این مسئله حتّی باعث این نمیشود كه ما بگوییم ائمّه از ابتدا یك شكلگیری خاصّی داشتند، نخیر. خود اینها هم ا لبتّه گرچه خواست و اراده پرودگار بر امتیاز بین امام و غیر امام در میان انظار است كه بعد نیایند و افرادی خودشان را متقلباً به امام وابسته كنند و اسم آن عناوین را بخواهند بر خودشان بگذارند و خب بوده دیگر در همان زمانهای قبل مگر نبوده است؟! پیغمبران دروغینی كه میآمدند مگر چه بودند؟ خب اینها از همین جا میآمدند! پیغمبران دروغینی كه آمدند، مسیلمه كذّاب آمد، انحرافاتی كه پیدا شد، حرفهایی كه متملقّان راجع به افراد میگفتند تمام اینها از چه بود و مردم بیچاره بدبخت هم بدون تحقیق و تفحّص قبول میكردند و برای همدیگر نقل میكردند. درست؟!! مگر در همین زمان گذشته، در همین زمان گذشته همه ما خود بنده كه شاهد بودم، ما شاهد ادّعای تصاویر در ماه نبودیم؟ مگر نگفتند كه عكس در ماه پیدا شده است؟ ما تا چقدر در خرافات گیر كرده بودیم و چقدر در این مسائل قرار گرفتیم. من خدمت رفقا عرض كردم در یك جلسه قبل عنوان كه حتّی پیرمردهای ما. مرحوم پدر ما میگفتند كه من در منزل نشسته بودم پسرخاله ما كه سنّش از من بیشتر است و فرد آدم خلاصه متشخّص، معمّم در همان زمان سابق، خب فردی بود برای خودش، تلفن میكند و به من میگوید كه فلانی چه نشستی كه بیا تماشا كن ببین عكس در ماه است. گفتم آخر ماه چه ربطی دارد؟!! عكس چه ربطی دارد؟! آقای فلان این حرفها چیست؟ این خرافات چیست؟ گفتند نه آقای سید محمدحسین بلندشو بیا ببین، آخر چرا شما فرض كنید كه كوتاهی میكنی؟! باز گفتم كه آخر این چه مسئلهای است كه شما مطرح میكنی؟ كرهماه تقریباً حدود نهصد و خردهای هزار كیلومتر با زمین فاصله دارد عكس از كجا چه كسی رفته آن جا عكس انداخته؟! خلاصه باور نمیكرد. گفتم خیلی خب گفتم من بلند میشوم میآیم پای پنجره، بلند میشوم میآیم ببینم عكس میبینم؟ بلند شدم آمدم دیدم ماه ماه است برای خودش دارد حالا به اصطلاح هر چه بوده. شما ببینید قوه متخّیله و متوهّمه افراد چه میكند كه میآید میسازد، چاپ میكند، چاپ میكند میسازد، ابرو درست میكند، چشم درست میكند، بینی درست میكند، مو درست میكند، خب عكس همین است دیگر. عكس چیست؟ عكس مو و بینی و چانه و ابرو و نمیدانم فرض كنید كه و چیزهای دیگر هان؟! چقدر ما در ضعف قرار گرفتیم و در مرتبه فعلیت از آن واقعیت دور افتادهایم كه برای فرد شیعهای كه مكتب او، مكتب اهل بیت است، مكتب ضد خرافهپرستی است توجّه بفرمایید چه میخواهم عرض كنم متوجّه مطالب بنده كه میشوید؟ مكتب اهل بیت كه مكتب ضّد خرافه پرستی است، ضّد اعتبارات است، ضدّ مجازها و مزخرفات و امثال ذلك است، مكتب حقیقت و مكتب واقع و مكتب اتقان كه حتّی ما به سایر مكاتب طعنه میزنیم و بر آنها خرده میگیریم. الآن در مسیحیت چقدر خرافات وجود دارد؟ چقدر در این یهودیت خرافات وجود دارد؟ اگر بنده بخواهم خرافاتی كه دراین مسیحیت و یهودیت است برای شما بازگو كنم از تعجّب نمیتوانید حتی بشنوید!! منتهی این مطالب را بیان نمیكنم خود ما بر مسیحیت و یهودیت طعنه میزنیم، آن وقت ما و آن افرادی كه مدّعی تبلیغ این مكتب هستند، خودمان در قعر خرافات و توهّمات و تخیلات گرفتار هستیم. این مال چیست؟ بخاطر نفهمیاست. بخاطر جهالت است. بخاطر دورافتادن از واقعیت است. این مطالبی را كه خدمت شما عرض میكنم مطالبی است كه خب دو جنبه دارد: یكی جنبه اجتماعی دارد كه خب باید اجتماع بداند، یكی جنبهخصوصی و فردی و شخصی دارد كه مربوط به این فضا و مربوط به این مسئله است، در هر دو قضیه این مطلب باید روشن شود و واضح شود. مایی كه داریم بر دیگران خرده میگیریم و بر دیگران طعنه میزنیم و سایر مكاتب و ملل و مذاهب را به خرافات متّهم میكنیم، خود ما از همه آنها بدتر و در چاه خرافات غوطهورتر هستیم. دیگران حالا باید بیایند بر ما طعنه بزنند و بخندند و مسخره كنند و ما را به این گونه مطالب متّهم كنند خب چرا باید این طور باشد؟ چرا آخر چه داعی در این مسائل وجود دارد؟ چه الزامیبر طرح این مطالب هست؟ چه الزامیاست؟ من نمیفهمم، واقعاً نمیفهمم كه چه الزامیاست؟ ما چه كم داریم؟ ما چه نقصانی داریم كه باید با این حرفها پر كنیم؟ آیا این خیانت به تشیع و به امام زمان نیست؟ آیا این مسئله اهانت دین و زیر پاگذاشتن مقدّسات نیست؟ اگر نیست پس چیست؟ این معنای عظمت و كرامت بخشیدن به مكتب است؟ درست؟ خیلی مسئله مسئله حسّاس است و مسئولیت بسیار بسیار سنگین است و چوب دارد، چوب دارد. شوخی كردن با مقدسّات چوب دارد، شوخی كردن با ولایت امام علیهالسّلام چوب دارد، غیرت خدا در این جا طلوع میكند و تجلّی میكند. با امام نباید شوخی كرد، با معصوم و مكتب معصوم نباید شوخی كرد، آن فقط دوازده امام بودند كه وقتی میآمدند در این دنیا شهادتین میگفتند و سر به سجده می گذاشتند و همه هم میشنیدند و در همان زمان هم شهادت میدادند التفات كردید؟! درست؟ اینها بخاطر چیست؟ به خاطر سادگی ما و تمّلق عدّهای و مسامحه عدّهای. این سه مسئله وقتی كه با هم توأم بشود نتیجه آن چه میشود رواج خرافات و رواج توهمّات و از بین رفتن دین و اصالت تشیع و اهانت به مكتب، این است قضیه و پاسخ آن خیلی مشكل است. خیلی سخت است. درست؟!! این نكته. نكتهای است كه از نقطه نظر تربیتی باید ما خیلی به این مسئله توجّه كنیم. اگر آن زمانی كه ما میگرفتیم باید ارج و قیمت هر شخصّی درست سنجیده شود و اغراق نشود و افراط نشود و تعابیری كه گفته میشود تعابیر مناسب با شخصیت هر كسی باشد و قدم بالاتر گذاشته نشود و در حریم عصمت با كسی وارد نشود و عصمت و ولایت و امامت محفوظ باشد، آن زمان اگر به این مطالب ما توجّه میشد، آن وقت كار به این جا نمیرسید. درست؟!

