ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
ضرورت پیشگری از وقوع در ورطۀ مهالک
10یك وقت مرحوم آقا به من فرمودند كه فلان شخص در نجف كارهایی انجام میداد، افراد به او مراجعه میكردند، مرد بزرگی بود، با مرحوم قاضی خیلی ارتباط داشت، اسمش را الآن فراموش كردم. بله مرحوم طالقانی، مرحوم طالقانی، مرحوم آقا سید مرتضی طالقانی ایشان با مرحوم قاضی خیلی ارتباط داشت، منتهی در مسیر عرفان نبود. حالات خوشی داشت، از صلحا بود، از عبّاد بود، كارهایی میكرد. امور غیرعادی و خارق العاده انجام میداد و معروف بود. هر روز صبح در خانه او یك صف دویست و صد متری بود، آن یكی دلش درد میكرد، آن یكی قرض داشت، آن یكی نمیدانم دعوایش شده بود، خلاصه از این مسائل هست دیگر دنیا كه دیگر خالی از این مطالب نیست و این گاهی از اوقات اصلًا از شدت تزاحم مردم و تهاجم مردم بلند میشد بیرون میرفت. ولی مرحوم قاضی این طور نبود، شخص میرفت پیش مرحوم قاضی میگفت دلم درد میكند میگفت خب بلندشو برو دوایت را بخور، حالا اگر هم یك كاری میكرد دیگر جلویش نمیگفت خب برو من تصرّف كردم، فلان كردم، خوب خواهی شد. آن میرفت گیاه میخورد و این هم در این وسط كار حالا تصرّف میكرد. اینها رند هستند، نمیگویند، خودشان را لو نمیدهند، عرفا، اولیای خدا این طور نیستند كه بیایند و خودشان را درمعرض افراد نادان قرار بدهند، جّهال قرار بدهند، افراد نپخته قرار بدهند. مرحوم آقا میفرمودند، مرحوم قاضی این طور نبود. اگر هم یك وقتی كاری میكرد مطلبی انجام میداد، جوری انجام نمیداد كه آن شخص متوجّه بشود. آن شخص خیال میكرد كه بر اساس همین مسائل ظاهری است در صورتی كه حالا تصرّف او بوده است. نمیآمد به او بگوید. درست شد؟ خب در حالی كه ما این مطالب را از بعضی میشنیدیم و اكثر این مسائل هم خلاف بود و اكثر اینها خلاف بود. آن كسانی كه سابق میآمدند و راجع به مسائل ظهور صحبت میكردند و به مردم میگفتند و اكثر آنها هم خلاف درآمد، خود بنده شنیدم از بعضی از آنها مطالبی و یكی و دو تا هم نبودند و تا به حال وعدههای آنها گرچه مشخّص بود ولكن تابحال محقّق نشده است. پس چه شد؟ این وعدهها چه شد؟! خود بنده شنیدم!! آخر یك وقتی فرض كنید كه ما میگوییم، انشاءاللَه ظهور نزدیك است، ولی دیگر تعیین كه نمیكنیم، ما چه میدانیم كه چه وقت است؟ این فقط مربوط به مشیت الهی است و خود امام علیهالسّلام او میداند و كسی دیگر اطّلاع ندارد و آن عارفی كه آن متصّل شده باشد و الّا هر كسی كه حالت خوش كند، دلیل نمیشود بر این كه از همه مسائل خبر داشته باشد. درست؟! آن وقت این افراد میآمدند با این گونه مسائل مطرح كردن، كه یكی درست درآمد، یكی خلاف درمیآمد، میگفت آقا دیدید درست درآمد؟!! اخبار از آن چه كه در ضمیر است یا فرض كن فلان قضیه كه میخواهد اتّفاق بیفتد و امثال اینها به نحوی عمل میكردند كه زمینه سوء استفاده دیگران برای این مسئله فراهم میشد و این غلط است چرا كسی نمیتواند بیاید از من حرف بزند؟ چرا؟ چون من اصلًا در این زمینه نیستم بر فرض بدانم هم نمیگویم. آن وقت چطور فرض كنید كه انسان بدون این كه متوجّه باشد به عواقب كار خودش و به عواقب گفتار خودش بلند شود بیاید این را بگوید، آن را بگوید، افرادی سود جو و منحرف و حقّه باز و دغل باز به خاطر این كه به مقاصد خودشان برسند، بلند شوند بیایند تهمت بزنند. بگویند آقا این را گفت، آن آقا آن را گفت. آن شخص در این مسئله مسؤل است كه از اوّل نمیبایست به نحوی در میان جامعه باشد، در میان افراد باشد كه افراد منحرف و خیال پرداز بیایند و از موقعیت او استفاده كنند، حالا فرض كنید كه یك شخص هم ازدنیا رفته بیاید بگوید آقا من نگفتم. خب از دنیا دیگر رفته و سایر افراد هم دچار انحراف بشوند. این جا است كه ما نسبت به این مسئله خیلی مسئولیت داریم و خیلی باید حواسمان جمع باشد و مواظب باشیم و كاری كه برای یك فرد انجام میدهیم ممكن است این عمل احترام، تعظیم، تكریم، حرفهای بیخود، حرفهای بیخودی كه میزنیم، اینها افراد را دچار موانعی بكند و كم كم نفس آنها كه ابتداءً شاید از یك قضیه بدش بیاید، نه این حرف نسبت به من درست نبود ولی وقتی كه جلوگیری نكند، كم كم كم خوشش میآید آن جا است كه همین شخصی كه، همین شخصی كه تا دو سال پیش، سه سال پیش افراد را از تعبیرات خاص نهی میكرد، الآن اگر كسی بیاید بگوید چرا این تعبیرات را انجام میدهی؟ این مخالف من است. ا چه شد؟ این سه سال چه شد؟ این سه سال این نفس برگشت. این چهار سال این نفس برگشت. تا به حال تا قبل از این نفس در یك همچنین زمینه و آزمایشی قرار نگرفته بود، نسبت به مسائل این طور نبود. در لبنان دوستی داریم یكی از اطبای بسیار محترم و متدّین از اطبای قلب، خود او برای من تعریف میكرد. یعنی بشخصه خودش میگفت در زمان سابق كه (حالا انشاءاللَه اگر حیات دارند، خداوند سالم بدارد. اگر هم به رحمت خدا رفته است ما برای ایشان طلب مغفرت میكنیم) آیتاللَه سید موسی صدر كه به امام موسی صدر معروف هستند ایشان از دوستان ایشان بود، به من گفت كه در زمان سابق خود آقای سید موسی صدر با گفتن لفظ امام مخالف بود و او را حرام میدانست و میگفت به غیر از امام معصوم، اطلاق لفظ امام شرعاً جایز نیست. ناقل الآن موجود است. درست شد؟! میگفت از این مسئله گذشت. دو یا سه سال از این قضیه گذشت، كم كم افراد آمدند و به ایشان لقب امام دادند، كردند امام موسی صدر. امام موسی صدر.

