اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا و عزلت در سیروسلوک
15من دوست داشتم به بالای کوه میرفتم و نه من کسی را میشناختم و نه کسی مرا میشناخت.1
و یا اینکه:
کسی از حضرت سؤال میکند: آقا من چهکار کنم؟ حضرت میفرمایند: «أقِلَّ معارفَک؛ دوستانت را کم کن!»
میگوید: زِدنی بیانًا؛ باز هم به من دستوری بدهید! حضرت باز هم میفرمایند: «أقِلَّ معارفَک؛ برای خودت کم دوست بگیر!»
میگوید: باز چهکار کنم؟ حضرت میفرماید: «أنکِر مَن عرَفتَ منهم؛2 دوستهایی را که داری کمکم از دست بده!»
این برای آن شخص مبتدی است که همۀ این دوستانش به قلب او یک زنجیر انداختهاند و هر کدام از آنها او را رو به هوای خود میکشند. هر دوستی که انسان دارد، روی آن رابطۀ دوستی، میخواهد انسان را در صراط خودش بیاورد؛ دوست دنیایی که دارد، او میخواهد انسان را مثل خودش دنیایی کند، دوست شهوتپرستی که دارد میخواهد انسان را مثل خودش کند، و همچنین... .
﴿وَ لَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَ لَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡ﴾؛ «ای پیغمبر، یهود و نصاریٰ از تو راضی نمیشوند مگر اینکه در تحت تبعیّت ملّت و آیین آنها در بیایی.»
﴿قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾؛3 «بگو هدایت خدا هدایت است، نه متابعت از سنّت و ملّت شما؛ (من دنبال کار خودم میروم)!»
بنابراین انسانی که میخواهد فکر خودش را در خدا جمع کند و به ذکر خدا مشغول باشد، باید موانع را کم کند. یک عدّه از موانع همین اجتماعاتی است که انسان در آن زندگی میکند؛ لذا انسان باید در خلوت برود، و اخباری که دعوت به اعتزال میکند، بر این اساس است که انسان مدّتی در خلوت و اعتزال باشد تا کمکم قوی بشود؛ مثل بچّۀ گنجشک که وقتی از تخم بیرون میآید، مادر و پدرش او را در همان لانه نگاه میدارند و بیرون نمیآورند، برایش آب و دانه میآورند تا کمکم پر درمیآورد، بعد قدری او را لبِ لانه میآورند، بعد قدری پرش میدهند، بعد یک مقدار از این شاخه به آن شاخه، تا اینکه قدرت پیدا میکند و دیگر میگویند: برو!
- التّحصین، ص ٧.
- التّحصین، ص ١١، با قدری اختلاف.
- سوره بقره (٢) آیه ١٢٠.

