خدا را به چشم دل می توان دید
8این اخبار که میگویند انسان نمیتواند خدا را ببیند، چون تا هستی انسان باقیست و وجودی دارد، این وجود مخلوق است، و مسلّماً مخلوق نمیتواند بر خالق احاطه پیدا کند؛ و لذا انسان با فکر و اندیشه و تفکّر نمیتواند خدا را بشناسد، هرچه را که انسان در قوای اندیشه و تفکّر خود جا میدهد، یک صورت و شکلی است و مخلوقِ خود اوست، ساختۀ فکر خودِ اوست، با اینها نمیشود خدا را شناخت.
جمع بین اخبارِ نافی و مُثبِت رؤیت حضرت حق
پس تمام آن اخباری که میگوید انسان نمیتواند خدا را با فکر بشناسد، همهاش درست است. آن اخباری که میگوید انسان میتواند خدا را بشناسد، او نمیگوید با فکر، او میگوید با وجدان؛ یعنی از سطح فکر هم بیا بالا، از نفس هم بیا بالا، از عقل هم بیا بالا، از قلب هم بیا بالا، برِس به یک جائی که دیگر یک ذرّه از وجود در خود نمیبینی، محو میشوی. در آنجا دیگر وجودی نیست، در آنجا که عقلی نیست، در آنجا که نفسی نیست، در آنجا که روحی نیست، در آنجا که ادراکی نیست، آنجا هیچ نیست؛ آنجا خدا هست و بس، و خدا خود را میشناسد؛ چون غیر از خدا هیچ موجودی نمیتواند خدا را بشناسد؛ خدا خودش، خودش را میشناسد.
آنوقت هنگامی انسان خدا را میشناسد که انسان، دیگر انسان نباشد، انسان مُدرک وجودِ خود در مقابلِ ذات خدا نباشد؛ اگر یک ذرّه ادراکِ به وجود باشد، آنجا نور پروردگار نیست؛ آنجا [که انسان، دیگر انسان نباشد] خداست و این عالم، عالم مخلَصین است که از همه چیز بیرون آمدهاند، هیچ چیزی در آنها نیست، یعنی وجود دیگر برایشان نیست. آنها وجود ندارند، زنده هستند امّا زندگیشان زندگی خداست. آنها وجود ندارند، آنها چیزی ندارند که در مقابل خدا عرض اندام کنند، آنجا خداست؛ و او از همۀ مراتب کثرات بیرون آمده است، از همۀ حجابها گذشته است، حجابهای ظلمانی و حجابهای نورانی، از کثرات عالم طبع و کثرات عالم برزخ و کثرات عالم عقل، از آنجاها گذشته؛ و از آنجائی که نفسِ مَلَک دارای کثرت است، از آن هم عبور کرده به مقامِ ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾1 رسیده؛ در آنجا غیر از خدا هیچ نیست، غیر از خدا چیزی نیست.
- سوره النّجم (٥٣) ذیل آیه ٩.

