خدا را به چشم دل می توان دید
9﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ* فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ* فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ. *...*﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّـٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ * وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ﴾1و2
دنبال چه میگردید؟! دنبال لات و عزّی و منات و بتها؟!
[پیامبر] رفت و رسید! حالا هی شما انکار کنید، رفت و رسید، با خدایش نیز صحبت کرد، جبرئیل هم آنجا نتوانست برود. این آن جائی است که برای انسان یک ذرّه از وجود باقی نیست.
تا بُوَد یک ذرّه باقی از وجود *** کی شود صاف از کَدِر، جام شهود باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید
خیلی عجیب است! باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید. آن غیر هرچه میخواهد باشد، هرچه که شائبۀ غیریّت در او هست، آن حجاب است؛ هرچه بین انسان و بین پروردگار فاصله باشد، آن حجاب است؛ و تا آن باشد معرفت کامل حاصل نمیشود، معرفت جزئی حاصل میشود. البتّه انسان هم نگاه میکند به همین آیات، کوه و سنگ و دشت و تمام اینها معرفت است، امّا معرفت جزئی است نه معرفت کلّی. آن مهندس و ریاضیدان هم که حساب میکند قرآن معجزۀ خداست به دلیل اینکه آیات جهادش چنین است و چنان است و آیات فلانش این است و ... این هم یک معرفتی به خدا پیدا میکند، امّا معرفتِ پشتِ دو هزار سنگر، این کجا معرفت است؟! معرفتِ از دور است! ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾.3
این معرفت نیست! و الاّ انسان به هر آیهای از آیاتِ خدا توجّه کند، آن آیه خدا را نشان میدهد، امّا فرق است بین دیدنِ شخصی که چشمش باز است و کسی که چشمش کور است.
مثلاً فردی میآید دست میمالد اینجا [و قلقلک میدهد]، گاهی من نمیفهمم کسی دست میمالد، گاهی میفهمم امّا نمیبینم، این غیر از آن آدمی است که چشمش باز است و نگاه میکند کسی دارد قلقلکش میدهد؛ خیلی فرق میکند دیگر! آن هم حقیقت است، این هم حقیقت است.
پس باید گذشت، از همه چیز گذشت، تا جایی که غیر از خدا نباشد؛ چون خدا با غیر جمع نمیشود. این را بدانید که خدا با غیر خدا جمع نمیشود، او عزیز است و با غیر جمع نمیشود. اگر رفتید جائیکه غیر از خدا نبود، آنجا خداست. تا هنگامیکه غیر باشد آنجا خدا نیست.
- سوره النّجم (٥٣) آیات ٨ الی١٠ و آیه ١٩ و٢٠.
- الله شناسی، ج ١، ص ٩٨:
«و پس از آن نزدیکتر شد و خود را به حضرت ربّ العزّة درآویخت. و در نزدیکترین مقام متصوّر که به قدر دو نیمه وَتَر کمان تا سر کمان (دو ذراع) بلکه نزدیکتر از آن بود، واقع گشت. پس در این حال خداوند با خطاب شفاهی به بندهاش وحی کرد آنچه را که وحی کرد. ... شما مشرکین به من خبر دهید و بگویید: آیا [معتقدید به] بت لات و عُزَّی و منات که بت سیّمین دیگر میباشد.» - سوره فصّلت (٤١) ذیل آیه ٤٤.

