خدا را به چشم دل می توان دید
6حکماء یک قاعدۀ مسلّمهای دارند که:
لا یَعرِفُ شَیءٌ شَیئًا إلّا بِما هُوَ فیهِ مِنهُ؛1 «هیچ چیزی علم و معرفت به چیز دیگر پیدا نمیکند، مگر به واسطۀ آن چیزی که از آن چیز، در این است.» بنده که علم و معرفت پیدا میکنم به وجود یک حیوانی، مثلاً یک گوسفندی، چقدر میتوانم معرفت پیدا کنم به گوسفند؟ آن مقداری میتوانم معرفت پیدا کنم که از گوسفند در ذات من هست.
از گوسفند در ذات من چه چیز هست؟ حیوانیّت، جسمیّت، غذا خوردن، قوّۀ نامیه و دافعه داشتن، تنفّس کردن، ادراک جزئیّات کردن. من و گوسفند در این جهات علیالسّویه هستیم. به این مقدار من میتوانم علم پیدا کنم؛ امّا به آن خاصّههای گوسفند که گوسفند را از من جدا کرده، محال است من علم پیدا کنم؛ زیرا که اگر من علم پیدا کنم به تمام جهات گوسفند، هم آن جهاتی که با من مشترک است و هم آن جهاتی که با من مشترک نیست، در آنصورت من عین گوسفند خواهم بود و گوسفند عین من. خوب توجّه کنید! درست؟!
هر موجودی که علم پیدا کند به موجود دیگر، مثلاً ما علم پیدا میکنیم به خورشید، به ماه، به زمین، به سبزه، به آب، به آن مقدار علم پیدا میکنیم که از آنها در ذاتِ ما هست و با آنها مشترکیم، به آن مقداری که مشترک نیستیم راه علم بسته است و الاّ ما عین آنها و آنها عین ما، و همۀ موجودات، همۀ موجودات خواهند بود. یعنی: اگر راه علم و معرفت به تمام جزئیّات و کثرات باز باشد، تمام موجودات باید یک موجود باشند! گوسفند و گاو و شتر و همۀ حیوانات و پرندگان و حیوانات دریائی و نباتات و جمادات و ملائکه باید یک چیز باشند، اختلاف دیگر معنا ندارد. درست شد؟!
حالا این معنا که درست شد ما میخواهیم خدا را بشناسیم، خدا چیست که ما بشناسیم؟ ما کجا خدا کجا؟! ما مخلوقی از مخلوقات خدا هستیم. خدا ما را ایجاد کرده، به ما بدن داده، فکر داده، عقل داده، تمام اینها پدیدههائی است از ناحیۀ خدا! و خدا در ذات خودش ظاهر است و به ما ظهور داده، ما را به ظهور خودش ظاهر کرده است؛ ما میخواهیم خدا را بشناسیم، ما چه اندازه میتوانیم خدا را بشناسیم؟ به آن مقداری که از خدا در ذات ما هست، چه مقدار از خدا در ذات ما هست؟ چه مقدار از نور خدا در ذات ما هست؟
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این قاعده به حاشیه و تعلیقه بر شرح منظومه حکمت سبزواری، آقا میرزا مهدی مدرس آشتیانی، ص ٥١٨؛ توحید علمی و عینی، ص ٢٥٠؛ الله شناسی، ج ١، ص ٩٢؛ معاد شناسی، ج ٤، ص ١٨٩، مراجعه شود. (محقّق)

