أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات
11انجام میشد اقتضا میكرد كه مساجد را تعطیل كنند، هیئات را تعطیل كنند، مردم اقدام كنند، اعتراض كنند نسبت به قضایا خلاف شرعهایی كه دارد انجام میشود، دولت دارد انجام میدهد باید اعتراض بشود. ایشان فرمودند كه ما در آن موقع میدیدیم همین جوانها، همینهایی كه دارند مشروب میخورند و همینهایی كه دارند كار خلاف انجام میدهند، اوّلین افرادی بودند كه به دنبال ما میآمدند و اوّلین افرادی بودند كه به دور ما جمع میشدند و اوّلین افرادی بودند كه ما را در راه تأیید میكردند، حمایت میكردند و تا پای جان میایستادند، ولی از همین افرادی كه مانند خود ما بودند و نظیر خود ما بودند كمر ما شكست، كمر ما شكست. ببینید چه بر سر این قضیه باید آمده باشد كه حتّی ایشان در یك وقتی كه در یكجا میرفتیم یك عبارتی را فرمودند كه در یك نامهای كه مرحوم آیت اللَه خمینی به ایشان نوشته بود، ـ البتّه بنده نمیگویم كه چه بوده ـ كه آقا شما برای این قضیه چرا این كار را انجام نمیدهید؟ البتّه نمیگویم چه بوده، ولی این قدر این مسئله مهم بوده كه حتّی برای ایشان هم این قضیه این قدر مشكل بوده كه چرا اینها نمیآیند و چرا حمایت نمیكنند؟ و چرا تأیید نمیكنند؟!
آخر پس چه داریم میگوییم؟ و غیر از این راهی كه تا به حال از او تقلید میكردیم چه داریم ارائه میدهیم؟ خب ما همین را میگوییم دیگر، همین حكومت اسلام همین كه هزار و خردهای سال به دنبالش هستیم، همین كه برای آن داریم مردم را ارشاد میكنیم هدایت میكنیم، تبلیغ میكنیم، آن وقت همین كه پای مصالح در میان میآید، پای مصالح شخصی و دنیوی و امور اجتماعی در میان میآید یك مرتبه میبینیم این مخالفت میكند، آن مخالفت میكند، مخالفت میكند، این چوب لای چرخ میاندازد به طوری كه اصلًا به آن اهمّیتی كه باید انجام بشود، آن اهمیت دیگر از بین میرود و آن دستگاه آن سوء استفادهای كه باید بكند میكند، میگوید نگاه كنید اینها خودشان با همدیگر چه جوری هستند و هر كسی برای خودش یك مطلب دارد، پس ول كنیم و اصلًا توجّهی به این مطالب نداشته باشیم، التفات كردید؟! خب حالا این چگونه ممكن است شخص به این نكته برسد به این جایی برسد كه همان موقعیتی كه پنجاه سال دارد، آن موقعیت را برای مردم و مریدانش دارد تذكّر میدهد، حالا كه یك همچنین موقعیت پیش میآید واپس میرود و قدم جلو نمیگذارد، این مال چیست؟ این برای این نفس است، پنجاه سال برای خودش دارد تبلیغ میكند نه برای پیغمبر، این پنجاه سال را برای خودش و با هر نمازی كه در این محراب میخواند یك میخ میكوبید بر این لباس خودش به این محراب به زمین میزد، زمان مغرب یك میخ دیگر، نماز ظهر یك میخ، همین طوری هر روزی در حالی كه محراب محلّ حرب است، یك یك باید این میخها را كشید. هر نمازی كه در این محراب خوانده میشود به معنای كشیدن یك میخ است نه معنای كوبیدن یك میخ روی میخ دیگر. این برای چیست؟ این برای این است كه در

