اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

15768

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

35
  •  می‌كند.

  •  این را بنده عرض كردم خدمت رفقا و مخصوصاً در همین كتاب افق وحی راجع به این افرادی كه می‌گویند امروزه عقل كامل شده، اگر رفقا مطالعه كرده باشند بنده در آن جا تذكر دادم بله الحمداللَه كمال عقل امروزه بعد از ١٤٠٠ سال برهنه شدن و لخت شدن، لخت مادرزاد در خیابانها و در جلوی چشم بچّه‌ها رژه رفتن است، این معنای كمال عقلی است كه ما امروزه مشاهده می‌كنیم و یا فرض بكنید كه قوانینی كه برای امور خلاف وضع شده، در بعضی از این شهرهای اروپایی كه كنار دریا هست قانون است در این سه ماه تابستان، افرادی كه در این جا بیایند می‌توانند لخت مادرزاد حركت كنند، یعنی فرد لخت مادرزاد حركت می‌كند، دیگر حالا دیگر شما اسم این را آدم می‌گذارید؟ حالا این را الاغ بگذارید شاید مناسبتر باشد از این كه این را آدم بگذارید، یا این كه در مورد مسائل خلاف و قساوتهایی كه فرض كنید كه انسان مشاهده می‌كند، از این امور واقعاً حیرت انگیز و قساوتها و جنایتهایی كه ما امروز مشاهده می‌كنیم كه در همه جا این قساوتها وجود دارد و این جنایتها وجود دارد، واقعاً انسان حیرت می‌كند كه آیا می‌شود شخص انسان باشد و به خود اجازه بدهد و كارهایی كه گرگ درنده نمی‌كند، ببر و پلنگ نمی‌كند، از این انسان دوپا انسان می‌بیند كه سرمی‌زند.

  •  عقل به معنای آن ذخیره‌ای است نهانی در درون انسان كه متحد است با نفس و روح و انسان را به صلاح دعوت می‌كند، آن چه كه در آن صلاح است و آن عقل اگر هر چه به مرتبه كمال بیشتر برسد بیشتر در مقابل خدا تسلیم است. اتفاقاً مسئله برعكس است، هرچه عقل ناقص‌تر باشد، آن تسلیمش كمتر است، آن تسلیمی‌كه امام علیه‌السّلام حضرت بقیه اللَه الآن در قبال پروردگار دارد، كجا ما آن تسلیم را داریم؟ كجا ما حاضریم برای این كه آن چه را گفته می‌شود به آن جامه عمل بپوشانیم. بفرمایید خودتان هم دیدید دیگر، اینها كه دیگر نیاز به توضیح ندارد. یك مسئله بالا و پایین می‌شود هزار تا سر و صدا از این طرف بلند می‌شود و همه هم ادعای تسلیم می‌كنند و همه هم ادعای تفویض و اینها می‌كنند، خب این در حالی است كه تمام این مسائل به نفع است، تمام این مسائل به مصلحت است، تمام آن چه كه گفته می‌شود به خود شخص برمی‌گردد و الّا چه عاملی، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد كه انسان فرض بكنید كه به یكی بگوید این كار را بكن، به یكی بگوید این كار را نكن، چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد؟ برای چه؟ خب وقتی كه احساس می‌شود الآن این راه خلاف دارد می‌رود و این فرد حالا نه فرد بخصوص همه افراد، همه آنهایی كه به یك نحو تصّور دارند انسان می‌خواهد آنها را از آن تصّور دربیاورد، از آن تخیلات دربیاورد، از آن اوهام دربیاورد و به راه دیگر ببرد، همه چیز به هم می‌ریزد، زمین و زمان خلاصه به هم می‌ریزد، برای چه؟ برای این كه عقل ما ناقص است. اگر عقل ما كامل بود