أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات
33مرتبه دید كه آن دو ناپدید شدند، ناپدید كه شدند فهمید نه این دو انسان نبودند، اینها ملائكه بودند آمدند امتحانش كنند، آن جا بود كه فهمید سریع قضاوت كرده، میبایست بپرسد كه آیا این یك گوسفند را از كجا داری؟ از كجا به دست آوردی؟ شاید مال برادرت باشد، این برادر بزرگترت كه صد گوسفند دارد، لذا توبه كرد و متوجّه شد كه هنوز مطالبی وجود دارد، بنده در كجا است، ظاهراً در مقدّمه كتاب افق وحی در كیفیت مراتب انبیا، آن طوری كه به نظرم میرسد دوستان مراجعه كنند آن جا در مسئله علم یا در مسئله وحی در آن جا این قضیه را توضیح دادم كه انبیا كه عصمت داشتند، عصمت ظاهری بوده یعنی در مقام خطاب با مردم انبیا نمیبایستی اشتباه كنند ولی در خودشان و حالات خودشان بین خود و بین خدا نه، خود انبیاء ممكن است حالاتی داشته باشند و در آن حالات خودشان آنها دارای مراتب مختلفی باشند از نقطه نظر عصمت، آن عصمتی كه عصمت مطلق است و به مقام طهارت مطلقه رسیده، آن عصمتی است كه فقط اختصاص به چهارده معصوم دارد اینها به مقامیرسیدند كه آیه برای آنها آمده است: انّما یرید اللَه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا این جا است كه همه انبیاء باید به ائمّه علیهمالسّلام و به چهارده معصوم التجاء كنند، توسّل كنند برای این است فقط عصمت دروغ گفتن و تهمت زدن و اینها نیست، عصمت در سرّ داریم، عصمت در ضمیر داریم، عصمتهایی داریم كه اصلًا به طور كلّی شرحش و طرح كردنش شاید حتّی قابل فهم نباشد، آنها در آن مراتب هستند ولكن نه انبیا از نقطه نظر این كه فرستاده الهی هستند حتماً باید در قضاوتهایی كه میكنند در میان مردم باید قضاوت صحیح باشد و اگر این دو نفر انسان بودند، قطعاً حضرت داوود این جور قضاوت نمیكرد، چون این دو ملك بودند، آمدند تا بعضی از موارد نقصان و موارد خلاء را به حضرت داوود عرضه كنند كه خلاصه این جای كار گیر است، این جای قضیه گیر است و باید متوجّه این نكته باشیم.

