اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

15768
نسخه عربی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

15
  •  فشار می‌آید از آن حالت الاستیكی آن رگ جلوگیری می‌كند تبدیل به حالت خشك می‌كند با یك فشار قلب می‌بینی زد آئورت را پاره كرد، می‌شود یك آنوریسم سپس شخص سكته می‌كند می‌افتد از اوّل این طور نبوده آن از اوّل مواظب است چه غذایی را بخورد، اگر یك غذایی خورد تا احساس كرد كه ممكن است برایش ضرر داشته باشد بیاید ضدش را بخورد، بیاید ویتامینی را بخورد او را از بین ببرد، آن را بسوزاند و اكسیده كند و آن را از بین ببرد، اینها را همه را یك به یك بیاید مواظبت بكند تا این كه این رگها سالم بماند.

  •  اگر این مسئله در همین مراقبه‌ای كه می‌گویم برای همین مسئله است، برای این كه بارها بنده گفتم انسان باید هر هفته بیاید بنشیند یك ساعت نسبت به هفته گذشته خودش فكر كند كه چقدر نزدیك شده، چقدر دور شده، چقدر پایبند است، چقدر نسبت به مسائل سست است؟ چقدر در مطالب می‌تواند تحفّظ كند، تا چقدر در ارتباط با خدا تقویت پیدا كرده یا ضعف پیدا كرده برای همین است نه این كه بیاید بگذرد یك هفته، دو هفته یك سال، دو سال، ده سال یك وقتی كه دیگر رگ بسته است، هیچ چاره‌ای جز عمل نیست. می‌گویند باید چه كرد؟ بای پاس كرد یك رگ درآورد گذاشت آن را برداشت عوض كرد، دیگر قابل علاج نیست تازه اگر برسد، اگر عمل ناجح باشد، اگر بتواند مفید باشد برای او و الّا ممكن است در همان عمل برود و دست خالی این برای چیست؟ برای این كه گوش نداده، به این سلام و صلواتها توجّه كرده به این حضرت آقا و حضرت آقاها كه به ما می‌بندند، به این سر سپردیم و به این خاضع شدیم، تصّور نكردیم این كه الآن دارد به من می‌گوید حضرت آقا، حضرت آقا فردا دو ریال از من روز قیامت نمی‌تواند ادا كند، دنبال راه خودش است، دنبال كار خودش است، پرونده خودش را گذاشته بالای سرش و دارد می‌رود و هشتش گروی هشتاد خودش است، آن وقت كجا می‌تواند بلند شود بیاید؟ هی می‌گوید بابا تو من را به این روز انداختی. حضرت آقا، حضرت آقا كردی، من را بدبخت كردی، این رگ من هی گرفت گرفت گرفت و الآن هیچ چاره‌ای ندارم. می‌گوید می‌خواستی گوش ندهی، دست و بالت را كه نبسته بودند، تفنگ كه بالای كلّه تو نگذاشته بودند، پس خدا این عقل را برای چه به تو داد؟ این مغز را برای چه به تو داد؟ این برای همین است، این نفس می‌آید در هر موقعیتی، از آن موقعیت برای تثبیت خودش می‌آید استفاده می‌كند، كار اولیاء خدا چیست؟ اولیاء خدا می‌آیند راههای بیرون رفتن از این مخمصه را نشان می‌دهند، این كار را نكن، این مسئله را انجام نده یا این كار را بكن در بعضی از اوقات این مطلب گران تمام می‌شود، این مطلب در بعضی از اوقات مشكل است، چرا آقا این را فرمودند؟