جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
27یقین میرسند، به آن مرتبه متكامل میرسند. به آن مرتبهای كه دیگر برای آنها مطلبی نیست. دیگر برای آنها جای شك و شبهه نیست. بسیاری از موارد میشد اتّفاق میافتاد كه ما خدمت مرحوم آقا میرسیدیم و راجع به یك قضیه از ایشان امضا و تأیید میخواستیم. میدیدیم ایشان ساكت است و صحبت نمیكند. نه میگفتند بله و نه میگفتند نه. ما میماندیم كه مطلب به این روشنی و واضحی، چرا ایشان ساكت هستند. حداقل به ما میگفتند كه اقدام نكنید خوب ما میگوییم یك مطلبی است ولی میدیدیم ایشان ساكت است ولی همین كه میفهمیدیم ایشان ساكت است یعنی نه. همین كه ساكت هستند چون مسئله وقتی كه تأیید باشد كه برو نسبت به این قضیه اقدام بكن این كه داعی ندارد بر این كه فرض كنید كه در این جا سكوت كند و بعد از گذشت زمانی ما متوجّه میشدیم عجب یك مطلبی بوده كه قطعاً ایشان نه میتوانستند تأیید كنند و نه میتوانستند آن مسئله را رد كنند و نسبت به او تنقید كنند. درست شد؟! ما باید آن چه را كه از آنها شنیدیم طبق همانها بایستی انجام بدهیم. طبق همانها بایستی كه عمل كنیم. این بزرگان، این بزرگان در مسیر و در راه خودشان همان طوری كه قرآن دارای مراتب مختلف است و انسان را به جایی میرساند كه حتّی رسول خدا كه قرآن بر او نازل شده است هم میتواند از آن مفاهیم عالیه قرآن و حقایقی كه آن حقایق در خود نفس رسول خدا ثابت و متمكّن شده كه راجع به این مسئله انشاءاللَه اگر این تألیف جدید كتاب افق وحی رسید به دست دوستان حالا بنده كه اطّلاعی ندارم از كم و كیف آن، اگر رسید در آن جا این قضیه را توضیح دادم بنده كه وحیی كه بر رسول خدا میآید این به معنای انكشاف یك قضیه خارجی نیست بلكه به معنای ظهور و بروز یك واقعیتی است كه آن واقعیت در دل و نفس خود رسول خدا بوده است. از باب این كه پیغمبر عقل كلّ و واسطه اوّل در فیض و همان مقام واحدیت است كه مقام واحدیت مرتبه بروز وجود است از عالم صرافت و عالم انبساط به عالم تعینات و عالم كثرات خارجی. آن حقیقتی كه باعث میشود آن صرافت وجود و بساطت وجود كه وجود حضرت حق متعال است به ظهورات خارجی ظهور پیدا كند واسطه او نفس پیغمبر است. آن وقت چطور ممكن است برای رسول خدا یك حقیقتی آشكار بشود كه آن حقیقت در نفس او نبوده است؟!! حالا این صحبتش در آنجاست. درست؟! بر همین اساس اولیاء الهی اینها در مرتبهای هستند كه اگر ما بخواهیم راه و روش خودمان را بر اساس آن مكتب صحیح و مكتب قویم قرار بدهیم باید از مرام و مسیر اولیاءالهی تبعیت كنیم. اگر تبعیت نكنیم پس از كه تبعیت كنیم؟ از چه كسی؟ از شخصی كه دیروز یك حرفی زده امروز حرفش را پس میگیرد. از چه كسی؟ از شخصی كه دیروز یك نظر داشته و امروز نظرش عوض میشود. خیلی خوب ما هم همین هستیم. از یك شخصی كه دیروز یك مرامی

