اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15
  •  عمامه را برمی‌دارم می‌گذارم این جا، بقیه صحبتم را بدون عمامه با شما انجام می‌دهم. خوب چه اشكال دارد؟ منتهی خوب از باب ادب و احترام و حالا لباس رسول خدا است. آن كلاه چی است سرت گذاشتی سی‌تن، سر خودت هم چند سیر كه بیشتر نیست یك كلاه سی‌منی گذاشتی؟! این چه بساطی است؟ این چه قضیه‌ای است؟ این چه جور انسان یك شخصی كه بخواهد این مسئله را ارزیابی كند همان جا می‌فهمد كه در این جا به ظواهر توجّه می‌شود. به مظاهر توجّه می‌شود. به دستك و نمی‌دانم فرض كنید كه این مسائل ظاهری توجّه می‌شود. چقدر از مطالب عقلانی به این‌ها گفته می‌شود؟ چقدر فهم اینها اضافه می‌شود چقدر اینها به مسائل و مطالب خودشان می‌توانند برسند! چقدر اینها در موارد فتنه و موارد شبهه می‌توانند راه خودشان را تشخیص بدهند. چقدر؟!! چقدر اینها توانستند به آن مسائلی كه برای آنها جنبه حیاتی دارد توجّه كنند و به آن مطالبی كه برای آنها ضرر دارد از آنها فاصله بگیرند؟! یك روز دو روز، یك سال دو سال ده سال پس چه؟ همین بیاییم بنشینیم چند تا شعر بخوانیم بعد هم شروع كردند از این ساز زدن و دمبك و فلان و این حرفها زدن و گفتم خوب دیگر ختم به خیر شد ختامه مسك شد. دیگرآخرش هم به همین ساز و دهل و فلان و این چیزها و یك چند خط شعر بخوانیم و وقتی شروع به شعر خواندن می‌كنند هر شعری را از نمی‌دانم زمان حضرت آدم گرفته تا فلان هر كی، هر چی در دهانش بود می‌خواند. یكی از شعر شیخ بهائی خواند و یكی از فؤاد كرمانی خواند، آره یكی از مولانا و اینها خواند و یكی شمس تبریزی خواند. گفتیم چه شد بالاخره این آشی كه درست كردید هر كدام این آش هم حساب و كتابی دارد. می‌گویند آشی كه برای دل درد است در آن نخود نمی‌ریزند. آشی كه نمی‌دانم كسی كه چه كرده ترش می‌كنند. شما هم در این آش هم دوغ ریختید و هم سركه ریختید و هم عسل ریختید همه چیز را قاطی كردید این چه شد؟ چه از آب درآمد این بساطی كه درست كردید بعد هم بلند شوید برویم و یك شامی‌بیاریم و شامی‌بخوریم، الحمدلله با شكمهای سیر از این جا برویم و دیگر مطلب و مسئله‌ای نباشد. درست شد؟! در شریعت پیغمبر و در شریعت ادیان الهی، ساز و دهل و دمبك و فلان و دستك و اینها ما نداریم. ما این جور نشستن و آن جور نشستن‌ها نداریم. ما كلاههای كذایی و این حرفها نداریم ما دم و دستگاههای بیهوده نداریم. در آن جا، در این ادیان الهی عقل افراد بالا می‌رود. فهم افراد بالا می‌رود. درك افراد بالا می‌رود. اینها مسائلی است كه به واسطه آن تجّرد روحی و به واسطه سعه وجودی و سعه صدر كه بر اساس مراقبه، مراقبه‌هایی كه بزرگان دستور می‌دهند و آن مراقبه‌ها با ضمیمه عبادات و اذكار انسان را به این مرتبه رشد و تعالی فكری و عقلی می‌رساند و آن هدف و مقصد برای این مسئله است. اینی كه می‌گویند كه فرض كند كه در مسیر