اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

15953

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

22
  •  دیگر به عزت خدا كه فان العزی لله جمیعا او در مصدر و مبدأ و منشاء عزت خود را غرق كرده بود یعنی غرقه دریای عزت الهی شده بود یعنی چی؟ یعنی یك اقیانوس را من دارم تو از یك جرعه آب مرا می‌ترسانی؟ تو از یك لیوان مرا می‌ترسانی؟ حالا یك لیوان فرض كنید كنار ساحل شما بگذارید و به دریا بگوئید تو باید سرتعظیم در مقابل من فرود بیاوری تا این یك لیوان را بریزم رویت می‌گوید برو بابا رودخانه رودخانه دارد از من می‌رود طوری نیست حال بخواهم سر تعظیم به یك انگشتانه و به یك استكان فرود بیاورم؟

  •  این عزت عزتی است كه خدا برای سالك درنظر گرفته این است مساله این را می‌خواستم امروز خدمت رفقا و دوستان بگویم این عزت عزت راه الهی و سیرالهی و سلوك‌الهی است و این برای سالك ناموس است ناموس انسان [یعنی‌] كسی كه انسان نمی‌خواهد او را در معرض و در اختیار همه قرار بدهد ناموس انسان چیست؟ فرض كنید آن پولی است كه انسان در بانك می‌گذارد در صندوق می‌گذارد شما وقتی كه یك جواهری داشته باشید بسیار گران‌قیمت آن سفته و چك‌ها و پولهایی را كه داشته باشید نمی‌خواهید كسی از او اطلاع پیدا بكند چه كار می‌كنید؟ می‌روید یك صندوقی می‌خرید صندوق باید نسوز باشد و این قدر ثقل داشته باشد ده تا قفل و رمز برایش درست می‌كنید به هر مقداری كه مساله‌ای كه آن توست مهم‌تر باشد قفل را به آن اضافه می‌كنید در را بیشتر می‌بندید رمز را اضافه می‌كنید از دسترس دیگران دور نگه می‌دارید خبرش را هم حتی به دیگران نمی‌دهید حتی به دیگران نمی‌گویید من یك چنین صندوقی را دارم چرا؟ چون مساله حساس است گاهی اوقات شده كه به نزدیكترین افراد خود آن چه را كه مربوط به این مساله است در اختیار نمی‌گذارید.

  •  یك وقتی یادم است خدا رحمت كند مرحوم پدربزرگی داشتیم مرحوم حاج‌آقا معین شیرازی مرد خوبی بود مرد بزرگی بود مرد بی‌هوایی بود مرد بااخلاصی بود و در اواخر عمرش هم حالاتش تغییر پیدا كرده بود و در افكارشان آن طوری كه من احساس می‌كردم یك تغییر و تحولات به اصطلاح بسیار بسیار پسندیده و مفیدی صورت گرفته بود نسبت به مطالبی را كه با مرحوم آقا در زمان حیاتشان در حال گفت‌وگو و محاوره بودند ایشان یك وقتی برای من نقل می‌كرد می‌گفت در زمان سابق در همان زمان‌های خیلی سابق كه در تهران تاكسی كم بود، ایشان هم منزلشان میدان امام حسین بود كه آن موقع در همان زمان سابق میدان فوزیه می‌گفتند و بعد تغییر كرد به میدان ... تا الان كه میدان امام حسین است، می‌گفتند كه سوار اتوبوس شده بودم كه بیایم برای یكی از منبرهایی كه داشتیم بعد یك معمم دیگری هم سوار شد منتهی جوان‌تر یك زن باحجاب و چادری و خیلی پوشیده‌ای سوار شد و آمد آن طرف به اصطلاح نشست بعد یك مرد و زن بی‌حجاب و از این قرطی‌ها هم سوار شدند و آن ها هم‌