
عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توصیه علامه طهرانی به شاگردان خود نسبت به مقایسه حالات و روحیات فعلی با حالات و افکار گذشته در راستای رشد وصعود 2 همه انسانها بر اساس فطرت اولیه به دنبال کمال و معنویات می باشند. 3 ملاک اساسی برای همه پویندگان راه الهی بررسی صدق و خلوص خود در تمامی مسیر می باشد. 4 راه خدا راه عبور از نفس است نه غلطیدن در نفس. 5 اظهار ناراحتی مرحوم علامه طهرانی نسبت به بوسیدن دست ایشان توسط رفقا و کلام مرحوم حداد در این رابطه. 6 نقل حکایتی از آیت اللَه حاج سید علی لواسانی در رابطه با بوسیدن پای حضرت علامه طهرانی. 7 مسیری که بزرگان و اولیاء الهی آنرا ترسیم کرده اند، مسیر صداقت ، عبودیّت و حریّت می باشد. 8 توصیه های بزرگان نسبت به ماه ذی القعدة الحرام و دهه اول ماه ذی الحجة الحرام
عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
توضیحات:
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توصیه علامه طهرانی به شاگردان خود نسبت به مقایسه حالات و روحیات فعلی با حالات و افکار گذشته در راستای رشد وصعود 2 همه انسانها بر اساس فطرت اولیه به دنبال کمال و معنویات می باشند. 3 ملاک اساسی برای همه پویندگان راه الهی بررسی صدق و خلوص خود در تمامی مسیر می باشد. 4 راه خدا راه عبور از نفس است نه غلطیدن در نفس. 5 اظهار ناراحتی مرحوم علامه طهرانی نسبت به بوسیدن دست ایشان توسط رفقا و کلام مرحوم حداد در این رابطه. 6 نقل حکایتی از آیت اللَه حاج سید علی لواسانی در رابطه با بوسیدن پای حضرت علامه طهرانی. 7 مسیری که بزرگان و اولیاء الهی آنرا ترسیم کرده اند، مسیر صداقت ، عبودیّت و حریّت می باشد. 8 توصیه های بزرگان نسبت به ماه ذی القعدة الحرام و دهه اول ماه ذی الحجة الحرام
عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
6بعد از این كه یك محیطی سپری شد یك مدتی گذشت آن وقت آن ارزشهایی كه آن جوان برای آن ارزشها وارد این نهاد میشود این سازمان میشود وارد این دستگاه میشود آن ارزشها كنار میرود و فقط ارزشی كه باقی میماند بودن در این جا است همین یعنی تمام آن مطالب تمام آن افكار تمام آن نیات تمام آن صداقتها، میگویند آقا این كار را نكن آبرویمان میرود! آقا اگر این كار را بكنیم فرض كنید كه آبروی این در خطر میافتد! اگر این كار را انجام بدهی .... خب این همین مسئلهای بود كه قبلا مورد اعتراض بود همین قضیهای بود كه اگر اول كسی انجام میداد اعتراض میكردند ولی چون یك مدتی گذشته است خود نفسِ حضور در آن جا و تعلقی كه برای انسان نسبت به آن جا به وجود آمده است كم كم تمام ارزشهای قبل را زیر پا میگذارد و همه را از بین میبرد. دیگر در آن جا صداقت نباید وجود داشته باشد چون اولین حركت صداقت گونه با اصول و پایههای باقیماندة آن سازمان ممكن است درتعارض باشد پس صداقت میرود كنار، صفا میرود كنار. این رانگوییم آبرویمان میرود این را نگوییم آن طور میشود.
یك وقتی در همان زمان گذشته بود، زمان سابق، یك وقتی یكی از دوستان نقل میكرد. در یك روزنامهای آمدند به یك اهل علمیتهمتی را زدند هتك احترام از او كردندو خب آن بنده خدا اهل این حرفها نبود متصل به دستگاه سابق نبود به رژیم گذشته نبود بعد معلوم شدكه نه! این تهمت بوده. افرادی كه وابسته به این جریان بودند رفتند تحقیق كردند و آمدندگفتند [كه این تهمت بوده] [به مسؤلین] روزنامه [گفتند كه حرف خود را] پس بیگرید، گفتند نه! گفتند چرا؟ گفتند چون آبروی این روزنامه میرود! عجب! آبروی روزنامه میرود؟ یعنی هتك حرمت یك مؤمن كه بخاطر آن، انسان خود را در مسیر و مكتب اهل بیت قرار میدهد آن هتك حرمت تا قبل از رسیدن من به این موقعیت حرام بود الان كه من به این موقعیت رسیدم دیگر هتك حرمت اشكال ندارد! این میشودچه؟ خطر. یعنی خطری كه انسان به واسطةفرورفتن در تعلقات مادی و احساسات و به واسطة انسی كه با آن محیط میگیردو انس او با آن محیط نفس خود را نسبت به آن محیط، نفس را مشعوف و منبسط و خوشحال و متلذذ و متنعم احساس میكند، الان من در این جا هستم الان من در این موقعیت هستم به من میگویندفلانی جزو این سازمان است به من میگویند فلانی جزو اینجا است این كه میگویند فلانی میگویند فلانی میگویند، خطر دارد میآید. دارد این جا هی میآید آن ارزشهای قبلی كم كم دارد فراموش میشود، فلانی این جا است صداقت كجا رفت؟ انصاف كجا رفت؟ آن حس همنوعدوستی كجا رفت؟ حالا چون فرض كنید كه یك نفر جزو گروه ما نیست هر تهمتی به او باید زد؟ همین كه جزو گروه ما میآید هر مسئلهای را كه میخواهد بگوید هر كاری را كه میخواهد انجام بدهد دیگر مبرا میشود؟ همین كه خارج از گروه ما میشود صاف میرویم دنبال او چكار كرد فورا یادداشت كنیم چه نقطه ضعفی داشت فورا یادداشت كنیم اگر هم نداشت فورا میسازیم! این میشود چه؟ آن خطر.
