استقامت و ثبات در راه
63خب این مسائلی بود تا این جا، ساعت هم كه تقریبا هفت است و دیگر نزدیك غروب. انشاءاللَه بقیه مطالب برای جلسات آینده. امیدواریم كهخداوندتوفیق بدهد این مرتبه دیگر زودتر از مراتب قبل بتوانیم خدمت دوستان برسیمانشاءاللَه. خب ما را هم از دعا فراموش نفرمایید
انشاءاللَه كه خداوند به بركت این مولود كه ولادت و بعثت او افتتاح راه خدا بوده است. ولادت پیغمبر یعنی فتح باب. فتح باب برای امتی كه اینامت در زمان انبیاء گذشته به این موقعیت نمیتوانستند برسند. با ولادت پیغمبر بوده كه یك همچنین فتح بابی خداوند نصیب امت پیغمبر كرده است و این هم خواست پروردگار است. نمیتوانیم به پرودرگار بگوییم كه چرا قبلا نبوده است؟ مشیت الهی بر این تعلق گرفته است كه این مسئله كه بالاترین مراتب توحید است به واسطه شریعت پیغمبرانجام بشود پس ما بدانیم كه در چه وضعیتی هستیم و این نعمت و منت بزرگالهی را قدر بدانیم.
من یك وقتی به رفقا عرض میكردم كه واقعا اگر این اولیای خدا نبودند ما چه میكردیم؟ واقعا چه میكردیم؟ با این جریاناتی كه داریم میبینیم با این افرادی كه داریم میبینیم، به قول خود مرحوم آقا رضوان اللَه ایشان میفرمودند، در نوشته جاتشان، ظاهرا در مهر تابان باید باشد، بله مثل این كه در آن جا است، كه اگر ما به مرحوم علامه طباطبایی نمیرسیدیم خسر الدنیا و الاخری بودیم. میدانید این حرف یعنی چه؟ خب دیگر نیاز به توضیح ندارد. یعنی با وجود همه افراد با وجود همه اشخاص با وجود همه علما با وجود همه روحانیون با وجود ....! و این حرف حرف یك فرد عادی كه نیست، ایشان وقتی این مطلب را نوشته بود كه شصت سال از زندگی ایشان گذشته بود، علمش را خوانده بود درسش را خوانده بود نجف رفته بود مجتهد شده بود فیلسوف شده بود عارف شده بود، بعد از همهاینها این كلام را مینویسد. سن ده یا پانزده سالگی كه ننوشته است. یكعالم به این بزرگی حرف بیخود نمیزند. اگر ما به علامه طباطبایی .....!

