استقامت و ثبات در راه
31بسیاری از این نامه هایی به من داده میشود نمیدانم ما با فامیل شوهر چه كنیم؟ ما با فامیل زن چه كنیم؟ ما چه كنیم؟ باباجان چه كنیم چه كنیم نداریم، همه جا هست بنده هم شاید داشته باشم بیشتر از شما، چیزی نیست كه انسان بخواهد .... گرفتاری در زندگی همه هست شما خیال میكنید ائمه نسبت به مسائل داخلی گرفتاری نداشتند؟ نداشتند؟ همین امام حسن زنش او را نكشت؟ همین امام جواد علیه السلام زنش [ایشان را] نكشت؟ خب این دو تا امام را كه میدانیم دیگر. از آن طرف امام حسین از این نقطه نظر شانس آورد. حضرت سه تا زن داشت یكی از یكی بهتر. یكی رباب بود یكی حضرت لیلا مادر حضرت علی اكبر. [ارباب] آن كه اصلا ایستاد در كربلا یك سال و گفت من از كربلا نمیروم. اما این طور نبود كه بقیه ائمه همه شانسشان مثل شانس امام حسین بوده، نه بابا! خدا میداند از دست این زنهایشان چه كشیدند؟ این طور نبوده قضیه.
در عین حال امام هم بودند در عین حال میتوانستند بهترین وضعیت را برای خودشان ایجاد كنند. از همه بدتر همین پیغمبر ما، از همه مظلومتر همین پیغمبر ما بود، در این وضعیت خدا مبتلایش كرده بود به یك عایشه و به یك حفصهای كه شوهر برایش پیدا نمیشد، پیرمرد صد ساله نمیآمد او را بگیرد، آمد او را بست به پیغمبر كه یا رسول اللَه برای این شوهر پیدا نمیشود، حضرت خجالت میكشد سرشان را پایین میاندازد عرق میكند آخر چه بیاید بگوید؟ چه بیاید بگوید؟ باید بیایی این كار را بكنی. حالا بعد گرفت، آرام بنشین در خانه، میآید تهمت میزند به پیغمبر، تهمت زنا میزند به زن پیغمبر، همین ها! پیغمبر كه نمی تواند اینها را طلاق بدهد، رد كند، مجبور است در خودش بریزد ناراحتی بكشد پیغمبر است! یك جریان اجتماعی رادارد هر كاری را نمیتواند بكند، آن پیغمبری كه/ من كه ملول گشتمیاز نفس فرشتگان/ قآل و مقال عالمی/ میكشم از برای تو/ حالا آمده گرفتار یك همچنین عفریطههایی شده و باید هیچی نگوید و صبر كند و سرش را بیاندازد پایین.

