استقامت و ثبات در راه
21رسیدم كه اصل اول و اولی ترین اصل در مبانی عرفان و فلسفهمتعالیه [این] است كه [هر خیری] از ناحیه پروردگار آمده و از عالم معنا در نفس نازل شده است و توسط این واسطه دارد به مقام بروز و ظهور خارجی میرسد، این مطلب را اگر من دریافت كردم دیگر دعواها همه میرود كنار.
من یادنامه بنویسم یا یكی دیگر بنویسد، شاید یكی دیگر بنویسد از من هم بهتر بنویسد شوخی نداریم. چند روز پیش بود در قم من یك رسالهای در مورد یك مسئله قصد داشتم در تابستان آتی اگر خداوند انشاءاللَه توفیق داد بنویسم. چند روز پیش شنیدم یك نفر آمده راجع به این قضیه یك مطلبی نوشته و آن شخص هم شخص فاضلی است. شخص فاضل و درس خوانده ای است. گفتم چند صفحه است؟ گفتند ٢٥ صفحه است گفتم پس همهمطالب را نگفته است. در عین حال شما آن جزوه را بیاور اگر من دیدم كافی بود من دیگر نمینویسم، خب حالا كه دیگر نوشته شده است میروم به یك چیز دیگر میپردازم. برای چه؟ چون حالا من قول دادم به افراد راجع به نوروز قصد داشتم بنویسم حالا چون من قول دادم كه این مسئله را بنویسم پس بنابراین نباید به اسم دیگری تمام شود ا! عجب! پس ما تا به حال به مردم چه میگفتیم؟ چه میگفتیم به مردم؟ اگر یك نفر و یك طلبهفاضلی آمده و نوشته و از عهده مطلب [برآمده من دیگر چرا بنویسم؟]
كِی بود این مطلب را من گفتم؟ نمیدانم دو یا سه ماه پیش بود یا سه یا چهار ماه پیش بود در یكی از همین جلسات عنوان، كه مرحوم میرزا جواد آقا ملكیتبریزی ایشان یك كتابی نوشتند یك رساله نوشتند الان در ذهنم نیست راجع به چه [بود ] بعد از این كه آن رساله تمام شد آن كتاب تمام شد، متوجه شدند كه مرحوم فیض كاشانی ایشان هم راجع به این مسئله كتاب نوشتند. هم میرزا جواد آقا مرد عالم مرد فاضل از اولیاء الهی از عرفای واقعی و درست و حسابی، هم مرحوم فیض كاشانی از بزرگان و اولیا و صاحب مراتب علمی، البته مراتب علمیمرحوم فیض ازمیرزا جواد آقا قویتر بوده است و داماد مرحوم صدرالمتألهین، ملاصدرای شیرزای. شك میكند، شك میكند كه با وجود این كتاب از مرحوم فیض آیا كتاب خودش را منتشر كند یا نه؟ هر دو راجع به یك مطلب است. شب امام صادق علیه السلام را در خواب میبیند از حضرت سوال میكند كه من كتاب را منتشر بكنم یا نه؟ حضرت جواب نمیدهد، جواب نمیدهد. یعنی در واقع حضرت یك نوع حیا میكنند از این كه به او بگویندنه، مال فیض بهتر است چون اگر مال این بهتر [باشد خب میفرمایند بهتر است دیگر.] چه اشكالی دارد كتاب فیض از كتاب ایشان بالاتر باشد؟ خب به من چه مربوط است؟ خدا این جور ارادهاش تعلق گرفته، گرفته كه گرفته. الان فرض كنید كهارادهخدا تعلق میگیرد كه اگر یك یادنامهاینوشته شود برای مرحوم آقا با این

