جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
25میآوردند، بخندد به همه این حرفهایی که اگر این کار را نکند پشت سرش میزنند، اگر این کاررا نکند این طور میکنند، بخندند به همه این مسائل و چه کند؟ و آن را که تشخیص میدهد عمل کند و به جلو برود و به هیچ کس دیگر کار نداشته باشد.
در همین جلسه روز گذشته احتمالا شاید جلسه فردا دوباره راجع به این قضیه صحبت بشود. عرایض بنده راجع به این مسئله بود که سالک وقتی که میآید به هیچ کس نباید نگاه کند. الان این جا کی نشسته و چه کار میکند؟ در خانه نشسته و با چه کسی ارتباط دارد؟ به من چه مربوط است؟ این که الان اینجا آمده پدرش کیست و شناسنامه او چیست؟ چه کارهایی انجام میدهد؟ به من چه ارتباطی دارد؟ چه ربطی به من دارد؟ مگر این قدر به ما فرصت دادند که بخواهیم به این حرفها بپردازیم؟ جان من! یک سال بیشتر از عمرت باقی نمانده است، جان من یک سال دو سال بیشتر از عمرت باقی نمانده است باز میخواهی در این افکار غوطه ور باشی یا این که نه؟ بایدتوجه پیدا کرد و باید انسان به خود بیاییداین حالت را انسان باید کنار بگذارد. خدا به باطن و نیت انسان نگاه میکند.
یک نفر از رفقا و دوستان آمده بود گفته بود آقا من در یک وضعیتی هستم فلان هستم شوهر من این طور است فلان است وقتی صحبت کردیم، گفتم خب عیب ندارد این کار راانجام بده، خب حالا شوهر است آن کار اشکال ندارد خلاف شرع نیست از جمله گفته بود، شوهر من شب تاسوعا میگوید بیا برویم مسافرت، گفتم خب برو مسافرت، آخر شب تاسوعا؟ جان من! این که الان دارد شوهر تو میگوید خودش بین خودش و خدایخودش مسئول است، خدا که نیت شما را میداند میداند شما شب تاسوعا میخواهی در مجلس سیدالشهدا باشی ولی الان به خاطر این موقعیت .... خدا میداند و او که چه کند با او، ولی شما در این جاعمل حرامی که انجام نمیدهی، نمیگوید که حالا بیا برویم در مسافرت، فلان عمل حرام را انجام بده، فرض کنید که کشف حجاب کنی، نه! بیا برویم مسافرت، خب شما دلت با سیدالشهدا است بدنت با این است، در ماشین مینشینی میروی این طرف و آن طرف ولی دلت کجاست؟ سرِّت کجاست؟ ضمیرت کجاست؟ التفات کردید! این است مسئله که انسان در کاری که انجام میدهد نباید خودش را گول بزند. حرف اول و آخر بنده این است. نباید خود را فریب بدهد نباید بخاطر ملاحظات دو روزهدنیا ...، این ملاحظات روز قیامت به حساب نمیآید.

