جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
21از تو ناراحت نباشد میخواهی پسرت ...... اگر این کار را نکنیم پسرمان رنجیده میشود میرود فرض کنید که [فلان] میشود! خب میشود که میشود، رنجیده میشود که میشود. انسان نمیتواند حق را به خاطر ملاحظاتی که در دور و بر میگذرد از بین ببرد.
روایتی از امام رضا ظاهرا علیه السلام است که میفرماید هیچ قومینیامد که حق را به خاطر ضرر مادی کنار بگذارد الا این که خدا بدترش را نصیب او کرد، بدترش را نصیب او میکند! امروز به خاطر این ملاحظه دست ازحق برداشتی، فردا پسر میرود یک چیز دیگر میآورد و میگوید بایستی که شما قبول کنی، پس فردا چیز دیگر و پسین فردا چیز دیگر و کار به آنجایی میرسد که انسان میبیند همه چیز را داده است، دیگر چیزی ندارد.
شرکت در مجلس معصیت حرام است به هر کجا که میخواهد بکشد، بکشد! صحبت کردن با اجنبی حرام است، غیر از موارد خاص و موارد ضرورت، خندیدن زن با نامحرم حرام است. خب اگر این کار را نکنیم میگویند امروزی نیستی! ما میخواهیم صد هزار سال پیش درغار باشیم، امروزی بودن چه گلی بر سر ما زد و چه تاج گلی بر سر ما گذاشت؟ امروزه هستند در بعضی از کشورها که ارتباطات خانوادگی همهچیز را دربرمیگیرد آنها خیلی امروزیترند! در کشورهایی مثل دانمارک و سوئد و بعضی کشورهای دیگر، دوستی یعنی بی حد و مرز، خب آنها خیلی امروزیتر از ما هستند! در آلمان به همین کیفیت است، خیلی از خانوادهها. به همین نحو هستند. در امریکا خیلی از خانواده ها این طور هستنددر همه جا این چیزها پیدا میشود. میگویند امروزی نیستی! میگویند خشکی! احوال قدیم را داری! میگویند انعطاف نداری! این حرفها مال ١٤٠٠ سال پیش است! امروزه دیگر فن و تکنولوژی این حرفها را برنمیدارد! این مزخرفات دیگر سرآمده وقتش، این چرت و پرتها دیگر وقتش تمام شده است.
یک وقتی بود در زمان مشروطیت و اینها که امثال تقی زاده و کسروی و رضاشاه و محمدرضا شاه میآمدند این حرفها را میزدند که ما میخواهیم به سوی تمدن بزرگ و فلان و این چیزها برویم و دست از قید و بند برداریم و رضا شاه آمد حجاب را اصلًا برداشت و این اواخر محمدرضا شاه میخواستهمین کار را انجام بدهد. من یک سخنرانی از همین محمدرضا شاه شندیم که گفت که من نخواهم گذاشت که زحمات پدرم راجع به حجاب از بین برود، گفتم بَه بَه مثل این که داخل این هم آمد و همین طور هم شد و دو یا سه سال بعد قضیه او تمام شد. پدرمان فرمودند دیگر کار این تمام است من نه، آقا. بی چادر یعنی امروزی یعنی بی غیرتی یعنی بیناموسی، معنایشاین است دیگر. کسی که خود را در معرض دید بیگانه قرار میدهد تابلو گذاشته بالای سرش من بی ناموسم و آن شوهری که زن خود

