جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
19تلمیذ: اگر نتواند خودش را از این شرایط خارج کند چه؟
استاد: عرض کردم که خدا با هر کسی مطابق با خواست و نیت او ارتباط دارد. این مطلب را در جلسات گذشته خیال میکنم مسئله راعرض کرده باشم، موقعیتی که برای انسان هست یک وقتی موقعیتی است که انسان میتواندخلاف آن موقعیت راانجام بدهد، دعوتش میکنند به فلان مجلس، میتواند نرود، ملاحظه این را بکند و ملاحظه آن را بکند و برود، خیلی خب ملاحظه همه را کردی جز ملاحظه ما را! بفرمایید! یک وقتی نخیر! مضطر است نه برای ملاحظه، در یک همچنین وضعی قرار میگیرد. مجلس معصیت رفتنش حرام است شوهر هم بگوید زن نباید برود. مجلس اگر معصیت باشد. خب اگر نرویم به عمه برمیخورد به خاله برمیخورد به فامیل شوهر برمیخورد به آنجا برمیخورد، بربخورد هزار سال بر بخورد! این فردی که انسان را مجبور میکند در روز قیامت نمیتواند بیاید جواب بدهد، همین که انسان را میگوید بیا روز قیامت فرار میکند. یوم یفر المرء من اخیهامه و ابیه و صاحبته و بنیه در روز قیامت روزی است که زنانسان که انسان را به هلاکت انداخته است از دست انسان فرار میکند، من خودم کار دارم من خودم پرونده دارم یک بار روی دوش من است خودت میدانی باید جواب بدهی دستت را که نگرفتم میخواستی انجام ندهی! این را تو گفتی من به خاطر رعایتتو بود ....! میخواستی رعایت نکنی. اگر رعایت نمیکردم زندگیم را تلخ میکردی! میخواستی بکنی! مگر همیشه زندگی انسان باید شیرین باشد؟ مگر همیشه باید ....؟ بله باید زندگی شیرین باشد، شیرینی در تحت اطاعت خدا نه شیرینی درتحت اطاعت شیطان شوهر میگوید بردار صدای رادیو یا تلویزیون را به موسیقی بلند کن، بگو نمیکنم حرام است میخواهی این را بکن درگوشت پس این را برای چه خریدی؟ خودت میدانی، نمیتواند. بله یک وقتی خود شوهر میرود صدای رادیو و موسیقی را بلند میکند خودش میداند اینجا لابد منظور شما است که انسان در یک موقعیتی قرار میگیرد که نمیتواند

