جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
15حرامیرا انجام بدهد، این کیدمتین پروردگار است.
پس کید عبارت است از آن عکس العمل خود کارهای ما که با دست خود این کار را انجام دادیم و این زمینه را برای خود به وجود آوردیم و به عکس آن هم همین طور است یعنی اگر انسان یک عمل را بر خلاف رضای نفس انجام بدهد ـ به خاطر خدا ـ گرچه خب مشکل است این قضیه مشکل است، ولی نفس او آماده میشود در یک موقعیت دیگر که افراد عادی نمیتوانند بگذرند این بگذرد. در یک موقعیت دیگر رد شود. بگذرد. نفس او آماده میشود ....
یک وقتی یک مسئله ای پیش آماده بود یک قضیهای پیش آمده بود. یک فردی یک نظری داده بود یک مسئله فقهی. یک نظری داده بود نظرشهم خلاف بود خب ما هم یک نظر دیگری داده بودیم ولی خب موقعیت اقتضا نمیکرد که حالا ما مخالف با این افراد و اینها باشیم علی کل حال ما گفتیم مقصود این است و حکم شرعی و فقهی در این جا این است و ارتباطی با همچنین آیهای در این جا ندارد. و آن نظر دیگر هم که دیگر پخش شده بود. این شخص رفته بود مراجعه کرده بود فهمیده بود که اشتباه کرده و از آن طرف هم خباین مسئله را گفته است. در یک مجلسی خیلی به طور خصوصی آمد به من گفت آقا من رفتم مراجعه کردم دیدم نظر شما صحیح است، گفتم پس این نظر را به همه اعلام بفرمایید! این جا خصوصی و آمدن و گفتن که نظر شما صحیح است و من اشتباه کردم این که فایده ندارد، من که از اول میدانستم شما اشتباه کردید و به من تأثیر ندارد ولی این که شما آمدی جلوی همهاین قضیه را مطرح کردی و این را به عنوان یک حکم مسلم گرفتند باید بروی بگویی که من اشتباه کردم ولی ظاهرا توفیق حاصل نشد.

