
اهمیت پرداختن به خود و خانواده
موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفۀ: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً 1 تفسیر آیه شریفۀ: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً 2 به هر مقدار که علم انسان بالا برود در صورت عدم اتصال به ولایت خطری که متوجه انسان می شود قطعی تر است. 3 توضیحی پیرامون کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به نحوه ارتباط میان سالک واستاد. 4 توضیحی نسبت به مسأله مهریه از دیدگاه مکتب اسلام. 5 انسان باید بر طبق مسیر حق و واقع حرکت کند و این حرکت مورد رضایت دیگر افراد نباشد.
اهمیت پرداختن به خود و خانواده
توضیحات:
موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفۀ: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً 1 تفسیر آیه شریفۀ: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً 2 به هر مقدار که علم انسان بالا برود در صورت عدم اتصال به ولایت خطری که متوجه انسان می شود قطعی تر است. 3 توضیحی پیرامون کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به نحوه ارتباط میان سالک واستاد. 4 توضیحی نسبت به مسأله مهریه از دیدگاه مکتب اسلام. 5 انسان باید بر طبق مسیر حق و واقع حرکت کند و این حرکت مورد رضایت دیگر افراد نباشد.
اهمیت پرداختن به خود و خانواده
3در زمان گذشته اگر از من سوال میكردند كه از میان علمای فعلی كدام یك از نقطه نظر علمیت اعلم است و نسبت به مسائل دین در فنون مختلفه واردتر است. اگر من سه نفر را نام میبردم یكی از آنها مرحوم آقا بود، این شكی در آن نیست ولی میبینیم همین ایشان چون در مقام انقیاد است و در مقام اطاعت است موارد عدیدهای اتفّاق افتاده بود كه اگر دستگیری استاد ایشان از كربلا نبود ایشان به خطر میافتاد؛ یعنی مسئله به علم بر نمیگردد مسئله به یك نوع ظرایف و یك نوع دقایقی برمیگردد كه در آن جا این علم ظاهری كمیتش لنگ است و این مدركات ظاهری در آن جا نمیتواند كاربرد داشته باشد و به هر مقدار كه علم انسان بالاتر برود خطری كه انسان را و جوانب را تهدید میكند در صورت عدم اتّصال به یك ولیی كه متّصل باشد به ولیمطلق یا به خود آن امام علیهالسّلام برای انسان حتمی است. خطر حتمی است و در این مسئله شكّی نیست. نسبت به بعضی از موارد هم بنده در صحبتهایم اشاراتی داشتم. چرا یك همچنین مطلبی برای ایشان حاصل شد درحالتی كه بعضی از شاگردان ایشان، آنها هم از نقطه نظر علمی مقامكمینداشتند. بعضی از آنها دارای مقامات بالایی از علم بودند و دارای مقامات بالایی از درك و فهم بودند كه دوستان هم اطّلاع دارند نسبت به قضّیه ولی ما این مطلب را میبینم در همان قضیه و مشابه آن قضیهای كه ایشان در ارتباط با آن مطلب از ناحیه استادشان دستوری میرسد و به جان میپذیرد و قبول میكند و طبعاً سرنوشت زندگی او تغییر پیدا میكند در همان قضّیه شاگرد ایشان مبتلا میشود و با اشاراتی كه حتّی مسئله را ایشان دارند، مسائل را نمیفهمیدند و حتّی در بعضی از تصریحات توجیهاتی میكردند و در نتیجه به آن غایات و مقاصدی كه خدای متعال برای عباد صالح خودش در این دنیا قرار داد نمیرسیدند و عمرشان را به مطالبی پایینتر به سر میبردند و دستشان از رسیدن به آن اهداف عالیه و وصول به آن مقامات عالیه كوتاه بود چرا كوتاه بود؟ آیا خدا با كسی خویشاوندی دارد؟ یا آن عنایاتی كه استاد مرحوم آقا به ایشان داشت، مرحوم آقا نسبت به دیگران نداشتند؟ خب این مطالب كه نیست؛ قضیه چه میشود؟ چه عاملی میتواند در این جا اتفاق بیافتد؟ آن عامل این است كه انسان آن واقعیت بیچارگی و بدبختی و خلأ خودش را در نیابد، چون اگر دربیابد دیگر تأمّل نمیكند.
