اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت پرداختن به خود و خانواده

14307
نسخه عربی

اهمیت پرداختن به خود و خانواده

9
  •  مطالب در همان زمان و بعد از آن زمان بوده تنازل نكردم و نخواهم كرد چون حق بوده است و انسان از حق كه تنازل نمی‌كند ولی صحبت در این است كه خب پس چه شد؟ پس چه بود؟ پس آن حرفها چه بود؟ پس آن داد و بیدادها چه بود؟ پس آن بیا و بروها چه بود؟ پس آن سلام و صلواتها چه بود؟ پس آن همه مسائل چه بود؟ این حرفها جایگاه خودش را برای انسان پیدا می‌كند و در همه زمانها بوده و در همه ظروف بوده و در همه امكنه بوده و در همه ازمنه بوده است و برای انسان این مسئله خودش موجب عبرت است. این نكته اوّل كه به دست آوردن موقعیت فعلی و توجّه به نقاط، توجّه به آن حقیقّت و واقعیتّی كه ما از آن حقیقّت و واقعیت دور هستیم و باید خود را به آن حقیقّت و به واقعیت متّصل كنیم. این مسئله‌اساسی است.

  •  مسئله دوّم كه بر این اساس مبتنی است این است كه نفس یك حالتی دارد كه وقتی نسبت به موقعیت خودش یك مقدار تثبیت شود شروع می‌كند به انحراف و دست انداختن به محیط خارج از خود و پرداختن به دیگران كأنَّ نسبت به خود دیگر شاد است و خرسند است و آن موقعیت برای او بزرگ جلوه می‌كند و دیگر نسبت به آن مطلب خود را فراموش می‌كند. خلأ را از یاد می‌برد. درست مثل یك شخصی كه یك ناراحتی دارد، پزشك به او می‌گوید كه سه هفته باید آنتی بیوتیك بخوری این یك هفته می‌خورد می‌بیند كه دیگر درد ندارد كنار می‌گذارد. این كه الآن دارد كنار می‌گذارد هنوز خوب نشده. سلامتش، سلامت كافی نیست. یك قدری مسئله بهبود پیدا كرده است. هنوز میكروب ریشه كن نشده است. شما كه الآن این دارو را كنار می‌گذاری بعد از یك مدّت آن میكروبها به واسطه آن ارتباطی كه با آن دارو داشتند قدرتشان چند برابر خواهد شد این دفعه اگر مریض شوی باید یك ماه دارو بخوری. اگر دوباره خراب كردی باید دو ماه بخوری. اگر این دفعه بخوری می‌گویند این شش را باید قطع كرد، دیگر آنتی بیوتیك نمی‌تواند این شش را تصحیح كند. نفس این طور است یك مقدار وقتی كه نسبت به موقعیت خودش و بیا و برو و احوال و مجالس و رفیق و پند و موعظه و ارشاد و ذكر و سایر مسائلی كه او را می‌تواند نسبت به موقعیت خودش شاد و راضی نگه دارد یك مرتبه شروع می‌كند به دست انداختن و خودش را فراموش می‌كند، این چطور است؟ آن كار بد كرد، آن كار خوب كرد، آن، آن جایش خوب بود. چرا او این كار را كرد؟!! تمام اینها خطراتی است كه شیطان می‌آید و می‌خواهد آن اصل را بگیرد. می‌خواهد از آن نقطه اصل انسان را محروم كند، می‌آید نگاه به بقیه می‌كند كه این جا فرض كنید كه درست چادر سرش نكرد! خانم آن جا فرض كنید كه فلان حرف را زد، بروم نصیحتش كنم. نصیحت خودمان را كنیم، خودمان را نصیحت كنیم. خودمان به یك مرتبه‌ای برسیم!! آن غیر از مسئله تكلیف است كه بگویند برو این كار را بكن نه انسان در خودش یك همچنین احساسی پیدا كند