عقلانیت در سلوک
17هر شخص باید خود را با آن مبانی تطبیق بدهد و مصالح را باید خودش در نظر بگیرد. در اختیار قراردادن ملاکات و معیارها چه از نقطهنظر شرعی و چه از نقطهنظر سلوکی و روحی تا آنجایی که در اختیار من باشد و عقل ناقص و فهم ضعیف ما اجازه بدهد، به مقتضای سعه وجودی انشاءاللَه کوتاهی نمیشود، بهکارگیری آنها و ترکیب آنها و کیفیت استفاده آنها خب آن دیگر مطلب دیگری است.
مرحوم آقا یک مرتبه به من فرمودند: ما در این مدت عمری که با رفقا و دوستانمان بودیم چند برابر آن مقداری که برای سلوک یک نفر سخن لازم است صحبت کردیم، چند برابر! یعنی برای اینکه یک نفر بتواند الگویی را در قبال خودش قرار بدهد و مطالب را بسنجد و به همان مطالب عمل کند. آیا پس از زمان مرحوم آقا به این مطالب عمل شد؟ آن الگوهایی که باید به آن مسائل توجه شود آیا مورد دقت و نظر قرار گرفت؟ این طور بود؟ این طور بود؟ مرحوم آقا برای تشخیص استاد کامل و ولی کامل، چه را الگو قرار داده بودند؟ شخص باید برود سؤال کند بیاید برود بپرسد. اتفاقا این مطلب را در جلد دوم یا اول، احتمالا جلد اول [اسرار ملکوت] این مسئله را آوردم، وقتی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] به آقای مطهری میفرمایند که برو و آقای حداد را امتحان کن، صحبت کن با او بنشین. آقای مطهری فرد عالمیاست، فرد دانشمندی است، فرد خبیری است، به مسائل وارد است، کسی نمیتواند او را گول بزند، یک فرد عادی که نیست. میرود و صحبت میکند و یک ساعت حرف میزند و میآید و میگوید: «این سید محیی است.» یعنی احیا کننده است. حالا اگر آقای مطهری میرفت و آقای حداد را محکوم میکرد، سؤالی از ایشان میکرد. مگر ما با آقای حداد صحبت نمیکردیم؟ البته آن زمانی که ما با آقای حداد ملاقات کردیم بنده سنم حدود هجده سال بود. خب ما ازایشان سؤالاتی میکردیم خب ایشان هم به مقتضای فهم و درک ما پاسخ میدادند. وقتی که آقای مطهری از ایشان سؤال میکند اگر ایشان در آن سؤال به لکنت میافتد به لکنت زبان میافتاد تأمل میکرد نمیتوانست جواب بدهد میگفت: بگذار برم فکر کنم یک قدری به من مهلت بده، کار تمام بود. دیگر مسلئه تمام بود. آن وقت مرحوم پدر ما در قبال یک همچنین شخصی چه پاسخی داشت بدهد؟ میگفت مگر شما مرا حواله ندادید؟ به یک همچنین شخصی مگر حواله ندادید؟ رفتم و سؤال کردم و از عهده برنیامد چه میفرمایید؟ ایشان چه میگفتند؟

