اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عقلانیت در سلوک

تبیین حقیقت مسیر و راه سیروسلوک الی الله

14318

عقلانیت در سلوک

16
  • ببینید بلند شود انسان برود در یک جا و برود نگاه کند و ببیند که یک مرد بزرگی یک هدیه به شخصی داده، آیا مطلب تمام است و حالا هر چه این می‌گوید درست است و هر چه او می‌گوید باید پذیرفت و قبول کرد؟ هان؟ همین را، ببینید این می‌شود احساسات، این می‌شود تعقل. این می‌شود تخیلات این می‌شود فهم. با یک جمله مجاز از حقیقت تشخیص داده می‌شود.

  • همین قضیه نسبت به خود من هم هست، خود شما نسبت به من هم همین قضاوت را باید بکنید. من الان آمدم دارم برای شما صحبت می‌کنم امتیازی که فقط بین من و شما هست این است که من از نظر نسب به یک همچنین شخص بزرگی منتسب هستم، همین، آیا این تمام است؟ و آیا همین باعث می‌شود که هرچه گفتم شما بپذیرید و روی آن فکر نکنید و روی آن تعقل نکنید و مطالب مرا در معیار حق و باطل نسنجید؟ اگر این طور باشد این هم درست مثل همان شال است تفاوت ندارد. چون من فرزند ایشان هستم پس بنابراین هرچه می‌گویم باید پذیرفت! چرا؟ خب من هم اشتباه می‌کنم من هم اشتباه می‌کنم. لذا بنای ما از ابتدای رفاقت با دوستان بر این بوده است که هیچگاه مطالبی را که چه در سطح علمی و تئوری و چه در سطح تربیتی و اجتماعی مطرح می‌شود، هیچ‌وقت به‌عنوان تعبد و به‌عنوان یک سو نگری به آن توجه نشود، به او توجه نشود. مطالب صحبت می‌شود دیگر پذیرفتن و نپذیرفتن آن بر عهده خود آن فرد است.

  • و از همین‌جا من استفاده می‌کنم و این مطلب را خدمت دوستان عرض می‌کنم بسیاری از نامه‌هایی که داده می‌شود و در آن نامه‌ها حالات داخلی و مسائل خانوادگی مطرح می‌شود و از حقیر استشاره و کسب تکلیف می‌شود یا اینکه فرض کنید که راجع به مسائل تربیتی و مسائل درسی، محیط‌های خارج، اختلافات داخلی، ارتباطات، شرکت در مجامع عمومی و جاهایی که خب راجع به این مسائل صحبت شده که اگر این کار را انجام ندهیم مشکل پیش می‌آید چه کنیم؟ اگر فلان مسئله را نپذیریم فلان قضیه پیش می‌آید چه کنیم؟ چه کنیم را که بنده نباید پاسخ بدهم. چه کنیم مربوط به خود شما است. وظیفه من این است که آنچه را که به نظر می‌رسد برای رفقا و دوستان بیان کنم این فقط وظیفه بنده است. تا تطبیق این مسئله و رعایت الاَهَمُّ فالاهم، کدام مهم‌تر است و به کدام باید بهتر پرداخت و رعایت مصالح، این دیگر بر عهده بنده نیست این بر عهده دوستان است. من در این محدوده می‌توانم معیار در اختیار رفقا قرار بدهم، شرکت در مجامع عمومی به آن نحوی که قبلا گفته شد موجب کدورت است، این را بنده می‌گویم، این کدورت می‌آورد و شکی در آن نیست. نشستن در سر سفره مختلط منهی شارع است و از رحمت خدا به دور است کسی که این کار را انجام بدهد، این وظیفه من است که بگویم. آن سفره‌ای که در آن اختلاط است برکت از آن سفره برداشته می‌شود. این وظیفه من است که بگویم. شرکت در بعضی از مجامع درسی و تربیتی که موجب انحراف اولاد است، اشکال دارد. این وظیفه است که بنده باید بگویم. اما تطبیق این مطلب و چه کنیم، دیگر وظیفه بنده نیست. بنده که نمی‌توانم بگویم چه کنیم.