عقلانیت در سلوک
14سلوک یعنی همین و خیال نکنید که فقط افراد عادی این طور هستند، نه این طور نیستند. افرادی که آنها حتی علم داشتند افرادی که اهل اطلاع بودند و با مرحوم والد ما ارتباط داشتند. چون این ارتباط بر جان و قلب و سرّ آنها نفوذ نکرده بود با اختلاف جو و ظرف، مسیر خود را عوض کردند. مسیر را عوض کردند.
من رفتم پیش مرحوم آقا، [گفتم:] آقا! فلانکس که دارد الان فلان کار را انجام میدهد از شما اجازه گرفتهاست؟ فرمودند: نهخیر از من اجازه نگرفته است. [گفتم:] چطور میشود اجازه نگیرد؟ آخر مگر ایشان از شما دستور نمیگیرد؟ مگر ایشان کارش را از شما نمیپرسد؟ مگر ایشان ارتباطاتش را از شما سؤال نکرده است؟ ایشان فرمودند: نهخیر! فلانکس یک دهم خودش را به ما داد، نُه دهم را برای خودش برداشت!
علت بین اختلاف مرحوم والد ما و بین سایر افراد که آنها هم اهل علم و اطلاع و چهبسا مجتهد و اهل خبره بودند چیست؟ علت این بود که مرحوم والد ما مغزش را به کار انداخت نه احساساتش را. عقلش را به کار انداخت نه حالش را. استعدادهایی را که خدا به او داده بود به کار انداخت و شد آن چه که باید بشود. لذا کی ایشان اظهار پشیمانی کرد؟ مگر بقیه اظهار پشیمانی نکردند؟ مگر در اواخر عمر نگفتند آنچه را که ما میپنداشتیم جور دیگری از آب درآمد؟ مگر نگفتند؟ خب چرا؟ مگر نگفتند نحوه دیگری تصور میکردیم؟ حالا؟ خب چرا؟ چرا باید این طور باشد؟ در نتیجه چه؟ نتیجه این است که آن قوایی که خداوند قرار داده است و آن استعدادهایی که قرار داده، در نیمه راه ابتر و ناتمام میماند، پرونده هم بسته میشود، بفرمایید، دیگر بفرمایید، دیگر وقت نیست، دیگر فرصت نیست.
در تمام تجربه و مطالعاتی که بنده نسبت به احوالات عرفا داشتم، در تمام اینها هیچ مکتبی را نیافتم که مانند مکتب مرحوم والد روی فهم و عقل سالک بیشتر توجه کند. چرا بوده است، هر کدام از اینها که راهشان محکمتر و صحیحتر بوده است به مسائل عقلانی و فهم بیشتر توجه میکنند. ولی هیچکدام به پای ایشان نرسیدند. اما آیا ما توانستیم از این موهبت استفاده کنیم؟ توانستیم یا نتوانستیم؟ و ما به چه میزان عقل خود را دراین زمینه رشد دادیم و به فعلیت رساندیم؟ به چه مقدار؟ کتابهای ایشان، مطالب ایشان. الان کتاب ولایت فقیه را که من دارم مطالعه میکنم و مطالبی که به نظرم میرسد در آن حواشی دارم یادداشت میکنم، میبینیم که واقعا این کتاب را انگار ایشان الان برای من نوشتند، مسائلی که در این کتاب تذکر میدهند، کیفیت بیان مطلب که در این کتابهای ایشان دارد به چشم میخورد، تمام اینها در راستای تقویت قوای عاقله و فهم سالک است و اگر نپرداختیم با کمترین تغییر و تبدلاتی که برای ما پیدا میشود یک مرتبه برای ما شک و شبهه پیدا میشود که چرا این طور؟ چرا آن طور؟ این این کار را میکند آن آن کار را میکند. فلانکس یک همچنین اموری از او سر میزند پس به او مراجعه کنیم! فلانکس یک همچنین خوارق عاداتی دارد پس بنابراین او محکمتر و قویتر است و باید به سمت او حرکت کرد! تمام اینها برای چیست؟ برای این است که آن فهم وجود ندارد.

