ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
49انسان هر جایی نباید برود، برای چیست؟ این مطلبی كه میگویند انسان نباید با هر كسی صحبت كند برای چیست؟
الان بنده خودم یك تجربه را دیدم نمیدانم این را رفقا و دوستان میدانند یا نه؟ دو سه سال پیش من یك سفری داشتم برای یكی ازكشورهای آفریقایی، یك مناسبتهایی بود برای دو تا از آن كشورها یكی كنیا و یكی هم ساحل عاج كه در آن جا قرار بود ملاقاتها و جلساتی من داشته باشم. عدهای از دوستان ازخارج، از آمریكا و فرانسه و اینها آمده بودند در آن جا كه با من ملاقات كنند چون من گفتم كه در آن جا نمیآیم و اینها آمده بودند كه ما را در آن جا ببینند و مسائلی در آن جا مطرح شود راجع به مبانی و مطالب و خصوصیات و شكوك چون بعضی از اینها قائل به خدا اصلًا نبودند یعنی مسائل حتی قدری فراتر از همین مطالب چیز بود. در طی سفر این را میخواهم خدمت شما عرض كنم برای این كه متوجه شوید چقدر مسئله فضا و مسئله محیط مسئله بااهمیتی است [و] یك تجربه كه برای خود بنده پیش آمده عرض میكنم تا این كه دوستان و رفقا به اهمیت مسئله بیشتر پی ببرند در طول این سفر قرار بر این شد كه یك چند روزی من در دوبی با بعضی از دوستان در آن جا ملاقاتهایی داشته باشم یك سه یا چهار روزی و بعد به این سفر ادامه بدهم و مسائل و مطالبی كه در این جا هست به دوستان ارائه بدهیم. من تنها بودم وقتی كه وارد شدم به محض این كه وارد این شهر شدم یكدفعه احساس قبض كردم یك قبض بسیار شدید و یك حالت ناراحتی و آن چنان مرا گرفت كهاصلا واقعا خودم اذیت شدم ووقتی در منزل یكی از دوستان در آن جاوارد شدم حالم یك كمیبهتر شد ولی نه! هنوز آن مسئله بود. همین كه از آن منزل بیرون میآمدیم مثلا در كوچه وخیابان، نه منظرهای بود نه چیز خلافی بود دوباره یك مرتبه حال من منقلب میشد و حالت قبض و ناراحتی و اینها برای من پیدا میشد به نحو خیلی شدید دوباره وقتی كه وارد آن منزل میشدیم آن حالت تخفیف پیدا میكرد، وقتی كه وارد مسجدی میشدم این حالت خیلی تخفیف پیدا میكرد و سه یا چهار ساعت در آن مسجد مینشستم حتی مسجد اهل تسنن هم بود این مسئله موجب شد كه اصلا به طور كلی برایم این شبهه پیش آمد كه آیا ادامهاین سفر برای من صحیح است یا نیست؟

