ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
39وقتی ما امام را میآییم در هیمن قالب ظاهر نگاه میكنیم، فردی است كه عمامه دارد و عمامه سبز گذاشته سرش عبایی و قبایی و فرض كنید كه شصت كیلو و هفتاد كیلو و هشتاد كیلو هم وزنش است و فرض كنید كه علمشهم خیلی زیاد است قبول داریم میآید مینشیند و صحبت میكند و افراد میآیند از همه نقاط جهان، جمع میشوند و بحث میكنند مثل آن جلساتی كه مربوط بهامام رضا علیه السلام بوده است یك وقت این طور، یك وقت نه! امام را ما یك حقیقتی میدانیم كه آن حقیقت جدای از ذات پروردگار نیست. آن حقیقت عبارت است از ولایت كه ولایت عبارت است از اراده و مشیت پروردگار در عالم امكان. آن اراده و مشیت پروردگار كه مصالح از او نشأت میگیرد آن اراده و مشیت پروردگار، شده است امام رضا، متوجه شدید؟ آن اراده و مشیت پروردگار، شده امام سجاد، آن اراده و مشیت پروردگار كه مصلحت از او نشأت میگیرد نه این كه او بر اساس مصلحت است، آن اراده شده امام زمان. حالا این وقتی كه بشود، عمل او مطابق با حق میشود یا حق میشود آن چه كه او انجام داده است؟ هان؟ این منظور مرحوم آقا است.
وقتی كه میگویند امیرالمؤمنین علیه السلام را باید در نظر گرفت و حق را با او سنجید یعنی وقتی كه شما نگاه به امیرالمؤمنین میكنید باید بدانید این دستی كه الان رفته و لیوان آب را برداشتهاو حق است، نه اینكه آیا تشنه بود این آب را خورد؟ به جایش خورد؟ اگر یك ساعت دیگرمیخورد بهتر نبود؟ اگر یك ساعت قبل میخورد بهتر نبود؟ اینها مال ما است. ولی وقتی كه امیرالمؤمنین یككاری را انجام میدهد آن كار میشود .. بعد دیگر ما باید برویم روی آن كار فكر كنیم، نه اینكه بیاییم فكرمان را بگذاریم در این جا و بعد كار امیرالمؤمنین را منطبق بر این كار كنیم، آیا كار امیرالمؤمنین صحبت امیرالمؤمنین خطابه امیرالمؤمنین نكاح امیرالمؤمنین طلاق امیرالمؤمنین زدن امیرالمؤمنین بردن امیرالمؤمنین آوردن امیرالمؤمنین، اینها، تمام اینها، اینها آیا درست هست یا نه؟ اصلا این طرز فكر غلط است.

